<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>علوم و فناوری نساجی و پوشاک</title>
    <link>https://www.jtst.ir/</link>
    <description>علوم و فناوری نساجی و پوشاک</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 31 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 31 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>هویت بصری برندهای فعال در صنعت مد و پوشاک : کاربست روش شناسی تحلیل محتوای کیفی و دلفی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_244603.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی مقوله های هسته ای و میانی هویت‌بصری برند و بومی سازی آنها در صنعت مد‌و‌پوشاک انجام شد؛ روش پژوهش، به لحاظ پارادایم حاکم بر تحقیق، پراگماتیسم بوده و از منظر هدف، این مطالعه یک پژوهش توسعه ای محسوب می شود که با تلفیقی از روش های کیفی و کمی به انجام رسیده است. در گام اول این مطالعه که به شناسایی اختصاص داشت، جامعه آماری مقالات علمی مرتبط با موضوع پژوهش نمایه شده در پایگاه های علمی معتبر دنیا بودند و جامعه آماری گام دوم تحقیق را خبرگان صنعت مد‌و‌پوشاک و خبرگان دانشگاهی تشکیل دادند؛ در هر دو گام با استفاده از نمونه گیری هدفمند، انتخاب اعضای نمونه انجام و تعداد ۴۵ مقاله برای شناسایی مقوله های هسته ای و میانی هویت بصری برند و تعداد ۲۷ خبره صنعت و دانشگاه برای بومی سازی این مقوله ها در صنعت مد‌و‌پوشاک براساس اصل کفایت نظری مبنا قرار گرفتند؛ تحلیل داده ها مبنی بر وجود چهار مقوله هسته ای هویت‌بصری برند شامل ساختارهای بنیادین، سیستم‌های بیانی و کاربردی، تجلی‌های عینی و تجربی و نیز اصول راهنما و اهداف غایی بود و از منظر کاربردی نیز، چارچوب پیشنهادی می تواند به عنوان راهنمایی برای کسب وکارهای فعال در صنعت مد‌و‌پوشاک مورد استفاده قرار گیرد تا از طریق تقویت هویت‌بصری، مزیت رقابتی پایدار ایجاد نمایند</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازطراحی سیاست‌های توسعه صنعت پوشاک ایران مبتنی بر تحلیل زنجیره ارزش</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_244604.html</link>
      <description>صنعت پوشاک ایران با وجود برخورداری از ظرفیت‌های انسانی و بازار داخلی بزرگ، سهم ناچیزی از بازار جهانی پوشاک دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضامین ترکیبی، به تحلیل نظام‌مند چالش‌های استراتژیک صنعت پوشاک ایران و ارائه راهبردهای کلان توسعه‌ای بر مبنای زنجیره ارزش پرداخته است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان و تحلیل اسناد رسمی و آمارهای داخلی و بین‌المللی گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد صنعت پوشاک ایران در «تله ارزش افزوده پایین» گرفتار است و عمده فعالیت‌ها در حلقه دوخت متمرکز شده‌اند، در حالی‌که حلقه‌های پرارزش طراحی، برندینگ و بازاریابی بین‌المللی تقریباً غیرفعال‌اند. چالش‌های اصلی در پنج حوزه شناسایی شد: ضعف در تأمین مواد اولیه باکیفیت و وابستگی به واردات، ضعف در طراحی به دلیل عدم رعایت قوانین حقوق مالکیت معنوی، تولید کارگاهی و بهره‌وری پایین، ذهنیت منفی مصرف‌کنندگان نسبت به پوشاک داخلی و در نتیجه آن «برندسازی منفی» (استفاده برخی تولیدکنندگان داخلی از برچسب خارجی)، محیط نهادی ناکارآمد همراه با قاچاق گسترده و فقدان سیاست‌گذاری یکپارچه. بر اساس این یافته‌ها، راهبردهای کلان شامل: تقویت پیوند نساجی و پوشاک از طریق خوشه‌های منطقه‌ای و تحقیق‌وتوسعه مشترک؛ نهادینه‌سازی مالکیت فکری، ترویج نوآوری بومی در طراحی و مد اسلامی؛ صنعتی‌سازی و دیجیتالی‌سازی فرآیند تولید؛ توسعه برندهای ملی و برندهای مشترک و خوشه‌ای؛ ایجاد نهاد سیاست‌گذاری واحد برای صنعت پوشاک و توسعه خوشه‌های منطقه ای پوشاک پیشنهاد گردید. این مطالعه با تبیین جامع گلوگاه‌های زنجیره ارزش و ارائه راهبردهای هماهنگ، چارچوبی سیاستی برای ارتقای رقابت‌پذیری صنعت پوشاک ایران در بازارهای داخلی و جهانی فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر مزیت رقابتی فرش دستباف، به عنوان کالای سبز، بر رفتار مصرف کننده و توسعه بازار داخلی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_245153.html</link>
      <description>فرش دستباف ایرانی به واسطه فرآیند تولید آن، کالای سبزی قلمداد می‌شود. در چند سال اخیر خریداران به سمت کالاهای جایگزین و  صنعتی رفته‌اند. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تبیین راهکارهایی برای ارتقاء جایگاه فرش دستباف استان فارس در بازار داخلی است تا با تمرکز بر مزیت‌های زیست‌محیطی و قیمت مناسب فرش و گبه‌های این منطقه، به این سوال پاسخ داد که تأثیر آگاهی‌بخشی به مصرف‌کنندگان درباره ویژگی‌های این محصول بر نگرش و رفتار خرید آنان چگونه است؟ تحقیق حاضر از دو بخش کیفی و کمی و با روش، توصیفی-تحلیلی با جمع آوری اطلاعات کتابخانه‌ای و میدانی صورت پذیرفته است. جامعه آماری به طور غیراحتمالی دردسترس در شهر شیراز انتخاب شدند و برای گردآوری داده‌های میدانی از پرسشنامه‌ای با مقیاس لیکرت پنج‌گزینه‌ای استفاده شد و داده‌ها با روش تحلیل مقیاس ترتیبی و شاخص‌های آماری (میانگین و انحراف معیار) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، روایی و پایایی پرسشنامه نیز توسط خبرگان و با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. یافته‌ها نشان داد که آگاهی زیست‌محیطی تأثیر مثبتی بر تمایل به خرید فرش دستباف دارد و می‌تواند یک مزیت رقابتی برای آن محسوب شود. با این حال، عوامل اقتصادی مانند سطح درآمد و شرایط خرید همچنان در انتخاب اثرگذارند. بر این اساس، توصیه می‌شود اتحادیه‌ها و فروشندگان با بهره‌گیری از تبلیغات  به افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان به ارتقای جایگاه این محصول در بازار داخلی کمک کنند. همچنین، عرضه فرش‌های درشت‌باف مانند گبه‌های استان فارس با قیمت مناسب می‌تواند خرید اقشار متوسط را تسهیل و توسعه بازار داخلی را تقویت نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر نانوالیاف آرامید: تولید، خواص، کاربردها و چالش های زیست محیطی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_245156.html</link>
      <description>نانو الیاف آرامید به سبب ویژگی‌های ممتاز خود از جمله استحکام کششی بالا، مدول زیاد، پایداری دمایی و پایداری شیمیایی مطلوب در صف پیشتازان نانومواد شناخته می‌شوند. این برتری‌ها تاکنون راه را برای کاربردهای گوناگون در کامپوزیت ها، ذخیره سازی انرژی، حوزه‌های حفاظتی، فرایندهای جذب و حتی محصولات پزشکی نوآورانه هموار کرده است. با وجود توجه روزافزون به کامپوزیت ها مبتنی بر این نانوالیاف و کاربردهای آن‌ها در حوزه‌های پیشرفته، کمبود مرورهای جامع درباره پیشرفت‌های بنیادی و کاربردی اخیر احساس می‌شود. این مقاله مروری با هدف جمع‌بندی از نانوالیاف آرامید است ابتدا ساختار و دسته‌بندی الیاف آرامید (پارا، متا و کو-پارا-آرامید) را معرفی می‌نماید. سپس روش های اصلیِ ساخت نانوالیاف که شامل تجزیه مکانیکی، خودآرایی ناشی از پلیمریزاسیون، پروتون‌زدایی شیمیایی/ مکانیکی-شیمیایی و الکتروریسی هستند، به‌صورت مقایسه‌ای مرور می‌شوند. اهمیت عملیات پس از ساخت، به‌ویژه حذف نمک‌های باقیمانده و عملیات گرمایی، در افزایش یکپارچگی، بلورینگی و دوام مکانیکی–گرمایی لایه نانو الیاف بررسی شده است. افزون بر این، ویژگی‌های متمایز کامپوزیت ها مبتنی بر این نانوالیاف، به‌ویژه در ارتباط با کاربردهای مشخص هر دسته، به دقت بررسی می‌شود. در پایان، چالش‌های کلیدی مانند بهبود پیوندهای میان‌سطحی، پایداری درازمدت، مقیاس‌پذیری و کاستن از پیامدهای زیست‌محیطی فرایندها، همراه با ضرورت استانداردسازی روش‌های سنجش، به‌عنوان مسیرهای آینده پیشنهاد می‌شوند تا راه انتقال این فناوری از آزمایشگاه به صنعت هموارتر گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی تأسیس مراکز تأمین مواد اولیه فرش دستباف (مطالعۀ موردی: استان‌های غرب و شمال غرب ایران)</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_245396.html</link>
      <description>یکی از مهمترین حلقه‌های زنجیره ارزش تولید و تجارت فرش دستباف، تأمین، تولید و توزیع مواد اولیه است. این پیوند به دلیل مواد اولیه‌ای که برای تولید انواع نخ پشم رنگی (نخ خامۀ فرش)، پنبه و ابریشم  استفاده می‌شود و محل عرضه، دارای جزئیات و ویژگی‌های بسیار پیچیده و تخصصی است. با توجه به تنوع فرش‌های تولیدی در پهنه جغرافیایی کشور، از نظر مواد اولیۀ مصرفی، دارای جزئیات و مختصات بسیار پیچیده و تخصصی است. در این تحقیق، زمینه‌های ایجاد مراکز تأمین و عرضه مواد اولیه در استان‌های شمالی ایران (آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل) و شمال غربی (کردستان، کرمانشاه و ایلام) مورد بررسی قرار گرفته است. پس از آن با مصاحبه با کارشناسان در قالب پرسشنامه و تجزیه و تحلیل نتایج به‌دست‌آمده، به سه فرضیه اصلی پروژه: تأثیر ایجاد مراکز تأمین و عرضه مواد اولیه بر کیفیت فرش‌های تولیدی، کاهش هزینه‌های تولید و قیمت تمام‌شده فرش‌های تولیدی با استفاده از روش تحلیل آماری به صورت کمی و کیفی پاسخ داده شده است. نتایج این بخش نشان‌دهنده تأثیر بسیار زیاد بر هزینه، کیفیت مواد اولیه تولید شده و قیمت تمام‌شده فرش از طریق ایجاد این مراکز در مراکز بافت است. همچنین نتایج نشان داد، راه‌اندازی مرکز تهیه و تامین مواد اولیه فرش، به دلیل تمرکز در منطقه، هزینه‌های نظارت و کنترل کیفیت را کاهش می‌دهد. نظارت کارشناس استاندارد و ناظر فنی بافت، برای ارزیابی کیفیت مواد اولیه به صورت منظم و سازمان دهی شده انجام می‌گیرد که در تضمین کیفیت موثر خواهد بود. بررسی وضعیت فعلی تأمین، تولید و توزیع مواد اولیه در سطح کلان و در استان‌های مورد مطالعه، نتایج مطالعه در مورد ایجاد مراکز تهیه و تأمین مواد اولیه فرش دستباف با مقایسه ظرفیت موجود، تأمین از طریق تولید و واردات و مصرف فعلی مواد اولیه. در این راستا، شناسایی ارکان زنجیره تأمین، تولید و فروش نخ‌های مورد استفاده در فرش دستباف مورد بررسی قرار گرفت و پیشنهادهایی برای ایجاد واحدهای تولیدی مورد نیاز به تفکیک استان و ایجاد مراکز فروش مواد اولیه به تفکیک شهرستان‌ها در هر استان ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش چارچوب‌های فلز-آلی در بهبود عملکرد آکوستیکی منسوجات و فوم‌های سبک: مطالعه‌ای بر ویژگی‌ها، مکانیسم‌ها و کاربردها</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_245821.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، آلودگی صوتی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی و سلامت عمومی در محیط‌های شهری، صنعتی و سامانه‌های حمل‌ونقل تبدیل شده است و توسعه جاذب‌های صوتی سبک، نازک و چندعملکردی را به یک ضرورت تبدیل کرده است. منسوجات، فوم‌های متخلخل و آئروژل‌های لیفی به دلیل وزن کم، انعطاف‌پذیری و قابلیت یکپارچه‌سازی در سازه‌های مختلف، از مهم‌ترین بسترهای کنترل نویز محسوب می‌شوند؛ با این حال، عملکرد آن‌ها در ضخامت‌های محدود و به‌ویژه در فرکانس‌های پایین با محدودیت‌هایی همراه است. در سال‌های اخیر، چارچوب‌های فلز-آلی به دلیل سطح ویژه بسیار بالا، تخلخل قابل تنظیم، چگالی کم و قابلیت مهندسی شیمی سطح، به عنوان یکی از امیدبخش‌ترین مواد برای ارتقای عملکرد آکوستیکی این سامانه‌ها مطرح شده‌اند. در این مقاله، نقش چارچوب‌های فلز-آلی در بهبود خواص آکوستیکی فوم‌های پلیمری، منسوجات و آئروژل‌های لیفی به‌صورت تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین اثر نوع چارچوب فلز-آلی، معماری تخلخل، نوع بستر و روش اتصال بر عملکرد جذب صوت مقایسه شده است. نتایج مطالعات مرورشده نشان می‌دهد که ساختارهای مبتنی بر ZIF، UiO، MIL، HKUST-1 و FeBTC از طریق ایجاد سامانه‌های سلسله‌مراتبی ماکرو-مزو-میکرو، افزایش تورتوزیته، تنظیم مقاومت جریان هوا، تقویت اتلاف لزجی-حرارتی، ایجاد رزونانس‌های موضعی و بهبود تطبیق امپدانس، می‌توانند عملکرد جذب صوت را به طور قابل توجهی افزایش دهند. در این میان، آئروژل‌های حاوی چارچوب‌های فلز-آلی به دلیل تخلخل چندمقیاسه و نسبت عملکرد به وزن بالا، بیشترین ظرفیت را برای جذب پهن‌باند صوت نشان می‌دهند، در حالی که منسوجات و فوم‌های اصلاح‌شده مزایای مهمی از نظر انعطاف‌پذیری، دوام و قابلیت کاربرد صنعتی ارائه می‌کنند. این مرور همچنین نشان می‌دهد که اگرچه چارچوب‌های فلز-آلی می‌توانند جذب صوت را در فرکانس‌های میانی و بالا به طور چشمگیری بهبود دهند، جذب مؤثر فرکانس‌های پایین همچنان یکی از چالش‌های اصلی این حوزه است و توسعه ساختارهای گرادیانی، سامانه‌های چندلایه و فراموادهای آکوستیکی مبتنی بر چارچوب‌های فلز-آلی می‌تواند مسیر مناسبی برای رفع این محدودیت باشد. علاوه بر این، چالش‌هایی نظیر پایداری مکانیکی و رطوبتی، چسبندگی به بستر، هزینه سنتز، مقیاس‌پذیری تولید و نبود استانداردهای یکنواخت ارزیابی آکوستیکی مورد بحث قرار گرفته است. در نهایت، توسعه ساختارهای هیبریدی چندمقیاسه، منسوجات هوشمند چندعملکردی، روش‌های سنتز سبز و بهره‌گیری از طراحی داده‌محور و یادگیری ماشین به عنوان مهم‌ترین مسیرهای آینده این حوزه معرفی می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه زخم‌پوش‌های پنبه‌ای آنتی‌باکتریال با استفاده از رنگزای طبیعی قنبیله و دندانه‌های گیاهی: ارزیابی اثر روش‌های دندانه‌دهی بر مهار پاتوژن‌های بیمارستانی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_246278.html</link>
      <description>عفونت‌های ناشی از باکتری‌هایی چون سودوموناس آئروژینوزا، استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیا کلی از عوامل تهدیدکننده سلامت بیماران محسوب می‌شوند. زخم‌پوش‌های پنبه‌ای متداول فاقد خاصیت ضد میکروبی‌اند و شرایط مناسبی برای رشد باکتری‌ها فراهم می‌کنند که موجب تأخیر در ترمیم زخم و افزایش خطر عفونت‌های ثانویه و مقاومت آنتی‌بیوتیکی می‌شوند. استفاده از زخم‌پوش‌های حاوی رنگدانه‌های گیاهی با خواص ضدباکتریایی به‌عنوان راهکاری نوین در کنترل عفونت‌ها مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، استفاده از رنگزای طبیعی استخراج‌شده از پرز میوه قنبیله (ضایعه کشاورزی) جهت رنگرزی باند و گاز پنبه‌ای بود. این گیاه با داشتن ترکیبات فنولی و تاننی، خاصیت ضد میکروبی بالایی دارد. به‌منظور تقویت خاصیت رنگ‌پذیری و افزایش فعالیت ضدباکتریایی، از عصاره‌های گیاهی چای سیاه، بارهنگ، پوست انار، هلیله سیاه و زیره به‌عنوان دندانه در دو روش پیش‌دندانه و پس‌دندانه‌ بهره گرفته شد. نتایج نشان داد نمونه‌های رنگرزی‌شده با عصاره‌های پوست انار، بارهنگ و چای سیاه، خاصیت ضدباکتریایی مؤثری در برابر استافیلوکوکوس اورئوس و سودوموناس آئروژینوزا دارند. بیشترین اثر بازدارندگی در نمونه‌هایی مشاهده شد که ابتدا با رنگ طبیعی قنبیله رنگرزی و سپس با بارهنگ و پوست انار دندانه‌دار شده بودند. این یافته‌ها بیانگر ظرفیت بالای ترکیبات گیاهی مطالعه‌شده در تولید زخم‌پوش‌های ضدباکتریایی و کاربردهای درمانی آن‌هاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ویژگی‌های فنی بافت و رنگرزی فرش در دو شهرستان ملایر و نهاوند</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_241589.html</link>
      <description>این پژوهش در بررسی فنی بافت و رنگرزی فرش به شهرستان ملایر با تاکید بر بخش مرکزی و زند و شهرستان نهاوند دقت نظر دارد. کاهش تمایل به رونق فرشبافی در این مناطق نسبت به گذشته با تحولات موجود در بازار فروش فرش سبب از یاد رفتن داده‌های مربوط به میراث بومی فرشبافی این منطقه گردیده است. این رخداد فراموشی و زوال دانش بافته‌های منطقه را در پی دارد. با شناسایی دانش فرشبافی این حوزه مطالعاتی، اصالت دانش بومی فرش منطقه در برابر تقلیدهای فرش ماشینی حفظ و جایگاه فرهنگی و دانش فرشبافی را معرفی می‌نماید. این پژوهش اکتشافی با هدف مستندنگاری، طبقه‌بندی و مطابقت وی&amp;amp;zwj;ژگی‌های فنی قالی همدان با تاکید بر دو شهرستان ملایر در بخش مرکزی و زند، و شهرستان نهاوند انجام گردید. این مقاله از نوع بنیادین و روش تحقیق توصیفی تحلیلی و روش گردآوری داده‌ها میدانی است و در پیشینه پژوهش از مطالعه کتابخانه‌ای استفاده گردید. نمونه‌گیری هدفمند بوده و بر اساس نظر خبرگان و تولیدکنندگان فرش در این منطقه تعداد 32 فرش ‌انتخاب گردید. نتایج نشان داد، فرشبافی این دو منطقه جغرافیایی از نظر ابزار بافندگی، جنس مواد اولیه، سازوکار مدیریتی تولید و بافندگان به هم شبیه است. در ملایر به دلیل دو پوده‌بافی فرش از نظر مقاومت نسبت به فرش‌های نهاوند مقاوم‌تر است ضمن اینکه طیف رنگی مورد استفاده در دستبافته‌های ملایر نیز از تنوع بیشتری برخوردار است. از نظر موقعیت فرشبافی دستبافته‌های ملایر شهری و روستایی و دستبافته‌های نهاوند روستایی و تنوع نقوش در دستبافته‌های نهاوند بیش از ملایر است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تولید نانوالیاف نانوکامپوزیت ZnTiO₃ مبتنی بر سلولز استخراج‌شده از مخروط کاج به کمک الکتروریسی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_246757.html</link>
      <description>مخروط‌های کاج به‌دلیل دارا بودن ترکیبات فنولی، خواص آنتی‌اکسیدانی و محتوای سلولزی بالا، منبعی ارزشمند و تجدیدپذیر برای تولید مواد پیشرفته محسوب می‌شوند. در این پژوهش، سلولز از مخروط کاج استخراج شد و نانوالیاف نانوکامپوزیتی حاوی مقادیر مختلف نانوذرات ZnTiO₃ (۰.۰۰، ۰.۵۰، ۱.۰۰ و ۱.۵۰ درصد وزنی) با استفاده از روش الکتروریسی تولید گردید. تصاویر FESEM نشان داد که نانوالیاف تولیدشده دارای ساختاری یکنواخت با میانگین قطر ۴۴ نانومتر بوده و نانوذرات با اندازه کمتر از ۲۰ نانومتر به‌خوبی در ماتریس سلولزی پراکنده شده‌اند. ارزیابی کمی فعالیت ضدباکتریایی مطابق استاندارد AATCC 100-2004 نشان داد که نمونه فاقد نانوذره (A) تنها ۶۳% فعالیت ضدباکتریایی داشت، در حالی که نمونه حاوی ۱.۰۰% ZnTiO₃ (C) بیش از ۹۱% و نمونه حاوی ۱.۵۰% (D) بیش از ۹۵% مهار رشد باکتری را نشان داد. در آزمون ضدالتهابی (تورم پای موش با تزریق کاراژینان)، نانوکامپوزیت‌ها از ساعت دوم اثرات قابل‌توجهی نشان دادند و تا ساعت پنجم به اثر ایندومتاسین (داروی کنترل) نزدیک شدند. همچنین استحکام کششی نمونه‌ها از ۲.۹۴ مگاپاسکال در نمونه A به ۳.۷۹ مگاپاسکال در نمونه D افزایش یافت که بهبود حدود ۲۹% را نشان می‌دهد. مهمترین دستاوردهای این پژوهش عبارتند از: (۱) تولید موفق نانوالیاف سلولزی حاوی ZnTiO₃ با قطر زیر ۵۰ نانومتر، (۲) دستیابی به فعالیت ضدباکتریایی بالای ۹۵% در برابر باکتری‌های گرم مثبت و گرم منفی، (۳) اثبات اثر ضدالتهابی قابل‌مقایسه با داروی استاندارد، و (۴) بهبود چشمگیر استحکام مکانیکی با افزودن حداقل مقدار نانوذرات. این نتایج نشان می‌دهد که نانوالیاف تولیدشده گزینه‌ای مؤثر، زیست‌سازگار و پایدار برای کاربرد در صنایع دارویی، بهداشتی و نساجی پیشرفته محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم سنجی انتقال فناوری در صنایع خلاق: گذشته، حال و آینده و کاربست‌های تفسیری در صنعت فرش</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_247407.html</link>
      <description>صنایع خلاق به‌عنوان یکی از پیشران‌های نوین توسعه اقتصادی و فرهنگی، به‌طور فزاینده‌ای در معرض تحولات فناورانه قرار گرفته‌اند و صنعت فرش یکی از مصادیق شاخص این صنایع محسوب می‌شود. با وجود اهمیت انتقال فناوری در این حوزه، ادبیات علمی پراکنده بوده و تصویری منسجم از روندهای دانشی ارائه نشده است. این پژوهش با رویکرد علم سنجی و با هدف ترسیم ساختار دانش انتقال فناوری در صنایع خلاق، گذشته، وضعیت کنونی و آینده این حوزه را به‌صورت نظام‌مند بررسی می‌کند. برای گردآوری داده‌ها، جستجو در پایگاه‌های وب آف ساینس و اسکوپوس با ترکیب مفاهیم انتقال فناوری/دانش و کانال‌های آن وصنایع خلاق/فرهنگی و زیربخش‌ها انجام شد. در مرحله شناسایی، جمعاً 834 رکورد بازیابی شد. پس از ادغام در محیط R، 647 سند یکتا باقی ماند. سپس با پالایش استنادی (حذف رکوردهای با میانگین استناد سالانه کمتر از 0.25) 578 سند وارد مرحله ارزیابی شد. در ادامه، با غربالگری محتوایی عنوان و چکیده برای اطمینان از ارتباط صریح هم‌زمان با انتقال فناوری/دانش/کانال‌های انتقال و صنایع خلاق/فرهنگی، 288 سند واجد شرایط شناسایی شد. نهایتاً با اجرای تحلیل پراکندگی بردفورد و محدودسازی به هسته مجلات، پیکره نهایی پژوهش به 208 سند (از 158 منبع) تقلیل یافت. تحلیل‌های عملکردی و نگاشت علم (هم‌استنادی، جفت‌بندی کتاب‌نامه‌ای و تکامل موضوعی) نشان می‌دهد ادبیات این حوزه از رویکردهای سنتی مبتنی بر تجهیزات، به سمت مؤلفه‌های نرم نظیر انتقال دانش، ظرفیت جذب و نوآوری تغییر مسیر داده است. نتایج همچنین حاکی از همگرایی روزافزون صنایع خلاق با فناوری‌های نوین نظیر هوش مصنوعی و برجسته‌شدن چالش‌های حقوق مالکیت فکری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تجربی و عددی نفوذپذیری هوای فیلترهای نانولیفی بر پایه بازسازی سه‌بعدی ساختار و پردازش تصاویر SEM</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_247775.html</link>
      <description>در این پژوهش، نفوذپذیری هوای وب‌های نانولیفی پلی‌اکریلونیتریل تولیدشده به روش الکتروریسی، با رویکردی تجربی و عددی بررسی شد. اثر چهار پارامتر فرایندی شامل غلظت محلول، ولتاژ اعمالی، نرخ تغذیه و سرعت جمع‌کننده با استفاده از آرایه تاگوچی L۹ مطالعه گردید. تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی نشان دادند که وب‌های تولیدشده دارای ساختاری پیوسته، متخلخل و بدون بید هستند. نتایج تجربی نشان داد که تغییر شرایط الکتروریسی باعث تغییر هم‌زمان ویژگی‌های ساختاری وب شد؛ به‌طوری‌که قطر میانگین الیاف در محدوده ۱۹۴ تا ۵۶۳ نانومتر، ضخامت وب در محدوده 50/3 تا 67/23 میکرومتر و تخلخل در محدوده ۷۱ تا ۹۷ درصد قرار گرفت. نفوذپذیری هوای نمونه‌ها نیز از 09/4 تا 17/89 میلی‌لیتر بر سانتی‌متر مربع بر ثانیه تغییر کرد. بیشترین نفوذپذیری مربوط به نمونه ۴ با ضخامت 50/3 میکرومتر و قطر الیاف ۲۹۳ نانومتر بود، درحالی‌که کمترین نفوذپذیری در نمونه ۷ با قطر الیاف ۵۶۳ نانومتر، ضخامت 00/16 میکرومتر و تخلخل ۸۱ درصد مشاهده شد. این نتایج نشان داد که نفوذپذیری وب نانولیفی را نمی‌توان تنها با یک متغیر منفرد مانند قطر یا تخلخل تفسیر کرد، بلکه برهم‌کنش قطر الیاف، ضخامت، تخلخل و پیوستگی مسیرهای جریان تعیین‌کننده است. برای پیش‌بینی عددی نفوذپذیری، ساختار سه‌بعدی وب بر پایه پارامترهای استخراج‌شده از تصاویر SEM در محیط MATLAB بازسازی شد و پس از مش‌بندی در نرم‌افزار Avizo، جریان هوا در راستای ضخامت وب شبیه‌سازی گردید مقایسه نتایج عددی با داده‌های تجربی برای نمونه‌های ۳، ۶ و ۷ نشان داد که مقادیر نفوذپذیری پیش‌بینی‌شده توسط مدل عددی به‌ترتیب برابر با 36/22، 96/9 و 93/3 میلی‌لیتر بر سانتی‌متر مربع بر ثانیه بود، درحالی‌که مقادیر متناظر تجربی به‌ترتیب 71/30، 65/11 و 09/4 میلی‌لیتر بر سانتی‌متر مربع بر ثانیه اندازه‌گیری شد. خطای نسبی متناظر به‌ترتیب 2/27، 5/14 و 9/3 درصد بود. کاهش خطا با افزایش قطر الیاف نشان داد که اثر لغزش در قطرهای پایین‌تر نقش مهم‌تری دارد و با افزایش قطر، جریان به رژیم پیوسته نزدیک‌تر می‌شود. همچنین مقایسه با مدل‌های تحلیلی و تجربی نشان داد که هیچ مدل واحدی در تمام محدوده‌های قطر و تخلخل عملکرد یکسانی ندارد و انتخاب مدل مناسب باید بر اساس قطر الیاف، تخلخل و رژیم جریان انجام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر عملیات آماده سازی بر خواص نانوکامپوزیت سلولز باکتریایی/ پلی اتیلن گلایکول به عنوان چرم مصنوعی زیست‌پایه</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_247866.html</link>
      <description>در این  پژوهش تلاش شد تا با تولید نانوکامپوزیت سلولز باکتریایی/پلی‌اتیلن گلایکول (Bacterial Cellulose,Polyethylene Glycol BC/PEG) با استفاده از دو روش فرآوری در دمای محیط و پخت خصوصیات نانوکامپوزیت به عنوان چرم مصنوعی زیست پایه بررسی گردد.  نتایج نشان داد که PEG قابلیت نفوذ و استقرار در شبکه نانوالیافی BC را داشته و منجر به تشکیل یک ساختار کامپوزیتی همگن می‌شود. نتایجFTIR مشخص کرد که استفاده از PEG موجب ایجاد برهم‌کنش‌های قوی‌تر و ایجاد برهم‌کنش‌های فیزیکی قوی و پیوندهای هیدروژنی بین‌مولکولی در ساختار نانوکامپوزیت می‌گردد. همچنین نانوکامپوزیت‌های تولید شده ضخامت، انعطاف و استحکام بیشتری را نسبت به BC از خود نشان دادند. به علاوه، عملیات پخت، باعث کاهش استحکام نانوکامپوزیت و ازدیاد طول تا حد پارگی نمونه‌ها در مقایسه با نمونه های تیمارشده در دمای محیط می شود. همچنین مشخص شد که نانوکامپوزیت‌های تولید شده ضخامت، انعطاف و استحکام بیشتری را نسبت به BC خالص از خود نشان دادند، به طوری‌که استحکام کششی نمونه  ۲۰٪ PEG در دمای محیط) ۵.۲۲ مگاپاسکال) نسبت به BC خالص ( ۱.۶ مگاپاسکال) حدود 3 برابر افزایش یافت. در نهایت، نمونه عمل شده با ۲۰٪ PEG در دمای محیط به دلیل خواص ویژه‌‌ای که در استحکام و انعطاف‌پذیری از خود نشان داد به عنوان نمونه بهینه برای چرم مصنوعی معرفی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر در طراحی لباس بیماران ام‌اس با محدودیت‌های حرکتی بر پایه تحلیل سلسله‌مراتبی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_248265.html</link>
      <description>طراحی لباس تطبیقی برای بیماران ام‌اس با محدودیت‌های حرکتی، به دلیل تأثیر بر استقلال، راحتی و سلامت روانی، از ضرورت‌های طراحی پوشاک کاربردی و توانبخشی محسوب می‌شود. هدف پژوهش کاربردی حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در طراحی لباس بیماران ام‌اس با محدودیت‌های حرکتی بر پایه تحلیل سلسله‌مراتبی بیماران با روش توصیفی-پیمایشی کمّی بود. داده‌ها از دو گروه مستقل گردآوری شد: ۱۲۰ بیمار ام‌اس از مراکز بالینی ساری و بابل با نمونه‌گیری در دسترس (فرمول کوکران) به پرسشنامه محقق‌ساخته پاسخ داده و ۱۵ متخصص نساجی، طراحی لباس و توانبخشی نیز با نمونه‌گیری هدفمند، مقایسات زوجی را برای اولویت‌بندی معیارها انجام دادند. از دیدگاه بیماران، مهم‌ترین مؤلفه‌های «راحتی تماسی» شامل خواص ضدمیکروب، ضد لک و ضدبو؛ در «راحتی حرارتی»، ضخامت و نوع بافت پارچه؛ و در «راحتی روانی»، طرح و نقش لباس بودند. تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) بر اساس قضاوت خبرگان، وزن معیارهای اصلی شامل راحتی تماسی، راحتی حرارتی و راحتی روانی را به‌ترتیب 416/0، 384/0 و 201/0 نشان داد که راحتی تماسی بالاترین اولویت را دارا بود. نتایج نشان داد که بر اساس اولویت‌بندی خبرگان، «نوع بافت پارچه» با وزن 138/0 به‌عنوان مهم‌ترین عامل معرفی شد که با دیدگاه بیماران نیز همسو بود. با وجود کاربردپذیری نتایج، محدودیت اصلی پژوهش آن است که ارزیابی راحتی تماسی و حرارتی بر اساس ادراک ذهنی بیماران از مفاهیم توصیفی (بدون تماس فیزیکی با نمونه‌های واقعی پارچه) صورت گرفته است. نوآوری پژوهش حاضر در ارائه نخستین اولویت‌بندی کمّی همزمان ابعاد راحتی تماسی، حرارتی و روانی با روش تحلیل سلسله‌مراتبی برای بیماران ام‌اس در ایران و تدوین چارچوب عملیاتی برای طراحان پوشاک بر اساس نیازهای واقعی بیماران و تشخیص خبرگان است. با این حال، طراحی لباس تطبیقی بر اساس اصول ارگونومی، راحتی و زیبایی‌شناسی می‌تواند استقلال و اعتماد به نفس بیماران را بهبود بخشد و توسعه پوشاک کاربرمحور را تسهیل نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوبی برای سنجش پادشکنندگی سیستم لجستیک معکوس در صنعت نساجی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_248402.html</link>
      <description>تمرکز بر فرایندهای لجستیک معکوس و زنجیره تأمین در کلیه بازارها از جمله بخش‌های صنعتی و فناوری پیشرفته، تجاری و محصولات مصرفی رو به افزایش است. اما به رغم این موضوع لجستیک معکوس دارای پیچیدگی‌های ذاتی است که نیاز به طراحی ساختار پادشکننده آن را دو چندان می‌کند. هدف پژوهش حاضر‌ تهیه چارچوبی برای سنجش پادشکنندگی لجستیک معکوس در صنعت نساجی است که به عنوان یک نقشه راه برای مدیران به جهت اجرای موفق لجستیک معکوس می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش، آمیخته (کیفی-کمی) است. در فاز کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای جهت‌دار و انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۰ نفر از خبرگان صنعت نساجی و زنجیره تأمین (که به روش هدفمند قضاوتی انتخاب شدند)، شاخص‌های اولیه استخراج و بومی‌سازی شدند. سپس، شاخص‌ها از طریق آزمون آماری دوجمله‌ای (بینم) غربال و اعتبارسنجی گردیدند. در فاز کمی، با به‌کارگیری تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره SMART، وزن اهمیت و اولویت معیارهای اصلی و زیرمعیارها تعیین شد. معیارهای پادشکنندگی تائید شده از جانب خبرگان عبارت‌اند از: استقبال از ریسک، ساختار سازمانی، یادگیری، قابلیت اطمینان بالا، درجه‌ی نرمی سیستم و سیستم‌های پشتیبان. نتایج نشان می‌دهند که مهم‌ترین معیار‌های پادشکنندگی لجستیک معکوس در صنعت نساجی سیستم‌های دارای قابلیت جایگزینی، دارای ساختار نسبتاً مستقل، وجود سیستم‌های پشتیبان، همکاری، یادگیری از اشتباهات، کارکنان آموزش‌دیده هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ها در شکل‌گیری اندیشه طراحی مُد پایدار (مطالعه همبستگی : دانشجویان طراحی لباس دانشگاه آزاد تهران جنوب)</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_248465.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی نقش عوامل فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای در شکل‌گیری اندیشه طراحی مُد پایدار در میان دانشجویان طراحی لباس دانشگاه آزاد تهران جنوب انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل دانشجویان رشته طراحی لباس بود که ۳۸۴ نفر از آنان با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد و روایی ابزار با نظر متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 94/0 تأیید شد. به‌منظور بررسی ساختار متغیرها و روابط میان آن‌ها، از تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SPSS27 استفاده شد. یافته‌ها نشان داد شاخص KMO برابر با 82/0 بوده و سه عامل استخراج‌شده 72 درصد از واریانس کل را تبیین کردند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد عوامل فرهنگی با ضریب بتای استاندارد شده (01/0 , p&amp;amp;lt;48/0=β) بیشترین قدرت پیش‌بینی‌کنندگی اندیشه طراحی مُد پایدار را دارند. همچنین رسانه‌ها (05/0 , p&amp;amp;lt;35/0=β) و عوامل اجتماعی (05/0 , p&amp;amp;lt;3/0=β) نیز رابطه مثبت و معناداری با اندیشه طراحی مُد پایدار نشان دادند. نتایج بیانگر نقش مؤثر عوامل فرهنگی، رسانه‌ای و اجتماعی در تقویت نگرش دانشجویان نسبت به طراحی مُد پایدار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی مطلوب هویت برند در صنعت پوشاک ایران</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_250305.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی مطلوب هویت برند در صنعت پوشاک ایران انجام شد. این پژوهش از نظر رویکرد، آمیخته اکتشافی بود و در دو مرحله کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 16 نفر از مدیران و متخصصان صنعت پوشاک و با استفاده از نمونه‌گیری نظری گردآوری شد. داده‌های کیفی بر اساس روش داده‌بنیاد اشتراوس و کوربین و با بهره‌گیری از نرم‌افزار MAXQDA24 تحلیل گردید. در مرحله کمی، پرسشنامه محقق‌ساخته مبتنی بر یافته‌های کیفی در میان 384 نفر از مشتریان صنعت پوشاک توزیع شد و داده‌های حاصل با روش حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که هویت برند در صنعت پوشاک ایران پدیده‌ای چندبعدی و زمینه‌مند است که تحت تأثیر قابلیت‌های کیفیت‌ساز و اعتمادآفرین محصول، سرمایه فرهنگی ـ هویتی برند، اعتماد نهادی و نظام پاسخگویی برند و ظرفیت نوآوری و ارزش‌آفرینی شکل می‌گیرد. همچنین شرایط فرهنگی ـ اجتماعی مصرف ایرانی، حمایت‌های حاکمیتی و چالش‌های ساختاری و رقابتی، در جهت‌دهی به راهبردهای تقویت و بازآفرینی هویت برند نقش مؤثری دارند. نتایج  ارزیابی مدل نیز بیانگر برازش مطلوب الگوی پیشنهادی بود؛ به‌گونه‌ای که مقدار GOF برابر با  626/0، مقدار RMS_theta برابر با  106/0، مقدار SRMR برابر با  055/0 ، مقدار NFI برابر با  677/0 و مقدار خی‌دو به هنجار برابر با 589/1 به دست آمد. نوآوری  پژوهش در آن است که هویت برند پوشاک ایرانی را صرفاً در سطح عناصر بصری، ارتباطات تبلیغاتی یا تصویر ذهنی مصرف‌کننده تبیین نمی‌کند، بلکه آن را به‌عنوان سازه‌ای چندسطحی و بومی در پیوند با کیفیت محصول، معناهای فرهنگی، اعتماد نهادی، شفافیت زنجیره تأمین، نوآوری، سیاست‌های حمایتی و ادراک تاریخی از کالای ایرانی صورت‌بندی می‌نماید. سهم نظری پژوهش، ارائه چارچوبی بومی برای فهم هویت برند در بستر خاص صنعت پوشاک ایران است؛ چارچوبی که ابعاد راهبردی، فرهنگی، نهادی، تجربه‌ای و رقابتی برند را به‌صورت یکپارچه توضیح می‌دهد. از نظر عملی نیز الگوی پیشنهادی می‌تواند مبنایی برای بازسازی اعتماد عمومی، تقویت تمایز هویتی برندهای داخلی، ارتقای تصویر «ساخت ایران» و افزایش رقابت‌پذیری صنعت پوشاک ایران در بازارهای داخلی و منطقه‌ای فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر پارامترهای منسوج و محیط بر انتقال حرارت و رطوبت لایه های مورد استفاده در کیسه خواب</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_250725.html</link>
      <description>هدف از این تحقیق بررسی پارامترهای تاثیرگذار لایه‌های عایق کیسه‌خواب بر خواص حرارتی آن در شرایط آب و هوایی سرد، بادی و خیس است. میزان مقاومت حرارتی نمونه‌ها، فشارپذیری و انتقال رطوبت آن در شرایط سرد (خشک، خیس و بادی) اندازه‌گیری شد. به کمک دوربین حرارتی در طول بازه زمانی متفاوت از سطح الیاف در شرایط خیس عکس‌برداری شد و دمای سطحی نمونه‌ها به‌صورت کانتور دمایی بررسی شد. نتایج نشان داد که از میان مواد پرکننده، الیاف پلی‌استر توخالی بهترین خاصیت عایق گرمایی (معادل0.935 Clo) را دارا است. همچنین افزایش وزن واحد سطح لایه‌های کیسه‌خواب اثر مثبتی بر میزان مقاومت گرمایی لایه‌ها دارد. همچنین کیسه‌خواب حاوی الیاف پلی‌استر توخالی با وزن واحد سطح g/m2100 بهترین فشار پذیری را دارا است و با افزایش وزن واحد سطح، فشارپذیری الیاف کم می‌شود. نتایج آزمون جذب رطوبت نشان داد که افزایش ضخامت، زمان لازم برای رسیدن توزیع غلظت به حالت تعادل را افزایش می‌دهد. تحلیل آماری نشان‌دهنده تفاوت معنادار (p &amp;amp;lt; 0.05) بین عملکرد الیاف توخالی و الیاف طبیعی در شرایط مرطوب بود. نتایج دوربین حرارتی نشان داد که باگذشت زمان و کم شدن غلظت رطوبت در لایه بیرونی الیاف، دمای نقاط سرد در نمونه ها کاهش می‌یابد. برای همه الیاف پرکننده در شرایط دمای محیط، حضور باد موجب خشک شدن هرچه سریع‌تر رطوبت الیاف می‌شود که این مورد برای الیاف پلی‌استر توخالی به دلیل پایین بودن جذب رطوبت با سرعت بیشتری انجام می‌شود. کمترین زمان خشک شدن برای پلی‌استر توخالی با وزن واحد g/m2100 برابر با 15/0 دقیقه و بیشترین زمان خشک شدن برای پر مرغ با وزن واحد سطح g/m2 300 برابر با 51 دقیقه است. در شرایط سرد، حضور باد موجب افت شدید دما می‌شود ولیکن افت دما برای لیف طبیعی پشم بسیار بیشتر از لیف مصنوعی پلی استر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاثیر نوع حلقه بافت بر ویژگی‌های راحتی حرارتی و مدیریت رطوبت درپارچه‌های حلقوی پودی با کاربرد ورزشی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_250751.html</link>
      <description>صنعت لباس ورزشی به دلیل افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان از سبک زندگی سالم و تلفیق تناسب اندام و مد، رشد چشمگیری داشته است. هدف این پژوهش، ارزیابی کمی تاثیر سه نوع حلقه (ساده، نیم‌بافت و نبافت) در بافت‌های حلقوی پودی تولیدشده از نخ دوال پلی‌استر بر ویژگی‌های کلیدی راحتی حرارتی و عملکردی لباس ورزشی است. ویژگی‌های فیزیکی (ضخامت و وزن)، نفوذپذیری هوا، مقاومت در برابر سایش و پرزدهی، جذب رطوبت (آزمون قطره) و مدیریت رطوبت این ساختارها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که ساختار حاوی حلقه‌های نیم‌بافت با دارا بودن بالاترین نفوذپذیری هوا (۱۲۲ سانتی‌مترمکعب بر سانتیمترمربع بر ثانیه)، سریع‌ترین زمان جذب رطوبت (۱۵ ثانیه) و مقاومت مطلوب در برابر پرزدهی (۹ پرز در سانتیمترمربع پس از ۲۰۰۰ چرخه سایش)، به‌طور معنی‌داری عملکرد بهتری در مدیریت رطوبت و راحتی حرارتی دارد. این برتری ناشی از وجود حلقه‌های نگه‌دار (نیم‌بافت) است که مسیرهای موثرتری برای انتقال هوا و رطوبت فراهم می‌کند. این مطالعه نشان می‌دهد که به‌کارگیری تغییرات در نوع حلقه‌های بافت، بدون نیاز به تغییر ترکیب الیاف یا فرآیندهای شیمیایی، راهکاری پایدار برای بهبود عملکرد لباس‌های ورزشی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و خوشه‌بندی مفهومی شاخص‌های بازاریابی به‌عنوان علامت‌هایی مؤثر در تأمین مالی شرکت‌ها؛ با دلالت‌هایی برای صنعت نساجی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_250772.html</link>
      <description>عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و تأمین‌کنندگان مالی، یکی از چالش‌های اساسی شرکت‌های تولیدی از جمله واحدهای نساجی در جذب سرمایه است و نظریه علامت‌دهی نشان می‌دهد دارایی‌های نامشهود بازاریابی می‌توانند به‌عنوان علامت‌هایی معتبر این شکاف را کاهش دهند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر شناسایی، تحلیل و خوشه‌بندی مفهومی شاخص‌های بازاریابی مؤثر در فرآیند تأمین مالی است. روش مطالعه، تحلیل محتوای کیفی نظام‌مند با بررسی ۹۷ مقاله معتبر مستخرج از پایگاه Web of Science (۱۹۴۵ تا ۲۰۲۵) و با نرم‌افزار MAXQDA بود و خوشه‌ها از طریق خوشه‌بندی مفهومی مبتنی بر تحلیل هم‌رخدادی کدها شکل گرفتند. کدگذاری به استخراج ۶۲ کد و سازمان‌دهی آن‌ها در ۶ خوشه مفهومی منجر شد و بر اساس فراوانی حضور در ادبیات، خوشه «علامت‌های برند و شهرت» محوری‌ترین موضوع بود؛ با این حال، این نتیجه لزوماً به‌معنای اثرگذاری بیشتر آن در عمل نیست و تعیین اهمیت نسبی واقعی نیازمند آزمون تجربی است. یافته‌ها در مجموع نشان می‌دهد اتکای صرف به گزارش‌های مالی گذشته‌نگر برای جذب سرمایه کافی نیست و شرکت‌ها می‌توانند از گذار از شاخص‌های منفرد به یک «سبد علامت‌دهی» منسجم بهره ببرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر نانوساختارهای چارچوب آلی-فلزی و سازوکار جذب مواد رنگزا برای کاربرد در پساب نساجی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_251073.html</link>
      <description>نانوساختارهای چارچوب آلی-فلزی   (MOF) به‌عنوان دسته جدید ترکیب‌های دو رگه به نام بسپارهای کئوردینانسی متخلخل از تجمع واحدهای اولیه‌ی ساختمانی با روش‌های مختلف از طریق خودآرایی لیگاندها با اتم دهنده و یون ‌های فلزی، تهیه‌ می‌شوند. پتانسیل کاربرد امید بخش این نانوساختارهای متخلخل به‌عنوان نانوجاذب برای حل مشکلات آلودگی محیط زیست بدلیل تخلخل یکنواخت، مساحت سطح زیاد و قابل تنظیم بودن اندازه، شکل، ابعاد و گروه‌های عاملی سطح حفره‌ها با تغییر ترکیب لیگاند و یون‌های فلزی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. امروزه استفاده از ترکیبات مبتنی بر چارچوب آلی-فلزی به‌عنوان جایگزین محصولات با توجه خواص فیزیکوشیمیایی منحصر به فرد در جذب یونها مانند نیترات، عناصر سنگین مانند سرب، مواد رنگزا‌ مانند متیلن بلو، و داروها مانند ایبوپروفن از آب بدلیل افزایش رشد جمعیت به سرعت در حال رشد است. هدف این مطالعه، شرح استراتژی نانوجاذب های مبتنی بر نانوساختارهای MOF در حذف مواد رنگزا‌ از محیط آبی است. در این زمینه، روش جستجو بر اساس مطالعات MOFها به‌عنوان دامنه منابع تا به امروز است. محور طبقه‌بندی جذب انواع مواد رنگزا توسط نانوساختارهای چارچوب آلی-فلزی مورد بحث قرار گرفته است. افزایش عملکرد جداسازی مواد رنگزا‌ به صورت مقرون به صرفه و بسیار کارآمد نسبت به جاذب‌های تجاری فعلی مهم‌ترین نتیجه مقایسه‌ای و اصلی کاربرد MOFها ادر این حوزه است. شکاف پژوهشی ارائه این ترکیبات به‌عنوان نقطه عطف در بهبود روش‌های تصفیه حذف مواد رنگزا است. از این رو، کاربرد نانوساختارهای چارچوب آلی-فلزی به‌عنوان نسل جدیدی از نانوجاذب‌های مواد رنگزا برای تصفیه آب و فاضلاب به‌عنوان چشم‌اندازهای تحقیقاتی آینده در حال گسترش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اندازه‌گیری نیروی بازگشت خاب فرش ماشینی با استفاده از طراحی و ساخت دستگاه آزمایشگاهی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_251164.html</link>
      <description>رفتار بازگشت نخ خاب (پرز) به عنوان یک پارامتری کلیدی می تواند بر دوام، حفظ ظاهر و عملکرد مکانیکی فرش‌های ماشینی تأثیر گذارد. روش‌های ارزیابی متداول عمدتاً بر پایه اندازه‌گیری کاهش ضخامت و میزان بازگشت خاب استوار هستند و قادر به اندازه گیری مستقیم نیروی بازگشت نخ خاب نمی باشند. در پژوهش حاضر، یک دستگاه مبتنی بر اهرم، طراحی و ساخته شد تا به کمک آن نیروی بازگشت زمان دار خاب فرش‌های ماشینی به طور مستقیم اندازه‌گیری گردد. اعتبارسنجی تجربی روی یک فرش ماشینی با نخ خاب اکریلیک و تحت بارهای فشاری مختلف انجام شد. نتایج بدست آمده از دستگاه، حاکی از آن بود که میان بار اعمالی وزنه ها(در محدوده وزن پای انسان) و نیروی بازگشت خاب فرش، همبستگی مستقیم و تقریباً خطی وجود دارد بگونه ای  که با افزایش نیروی فشاری، میزان نیروی بازگشت خاب فرش نیز افزایش می یابد. نسبت نیروی بازگشت به نیروی فشردگی با شاخص بازگشت پذیری فرشPRF)) تعریف شد. مقدار این شاخص در کلیه محدوده های بارگذاری آزمایشات حدود 7% محاسبه گردید که نشان از پاسخ الاستیک متناسب خاب فرش می باشد و قابلیت اطمینان مکانیکی و حساسیت دستگاه را تأیید می کند. از دیگر نتایج این تحقیق می توان به اعتبارسنجی وتخمین نیروی بازگشت خاب فرش با این دستگاه اشاره داشت به گونه ای که با افزایش نیروی بازگشت خاب، میزان افت ضخامت فرش(TL%) کاهش می یابد. این دستگاه می‌تواند به عنوان ابزاری کاربردی برای ارزیابی پاخوردگی لحظه ای فرش و همچنین کنترل کیفیت کفپوش های ماشینی در مکان های مختلف اندازه گیری و تخمین زده شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه سازی جذب رنگزای آنیونی اسیدی آبی 25 بر روی نانوکامپوزیتی پلیمری مغناطیسی سیلیکاتی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_251185.html</link>
      <description>آلودگی منابع آبی ناشی از تخلیه پساب‌های حاوی رنگزاهای آلی، به‌ویژه رنگزاهای آنیونی، از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی است. در این پژوهش، ابتدا نانوسیلیکای میان‌حفره SBA-15 به روش سل-ژل و سپس نانوکامپوزیت مغناطیسی Fe2O3/SBA-15/PRh به روش پلیمریزاسیون درجا سنتز و به‌عنوان جاذبی کارآمد برای حذف رنگزای اسید آبی 25 (AB25) از محلول‌های آبی بررسی شد. ساختار و ویژگی‌های جاذب سنتز شده با آزمون‌های FT-IR، XRD، FESEM، TEM، BET، VSM و TGA ارزیابی شد. اثر pH، زمان تماس، دوز جاذب، غلظت اولیه رنگزا و دما بر فرآیند جذب و رفتار سینتیکی و ترمودینامیکی سیستم بررسی گردید. نتایج مشخصه‌یابی، سنتز موفق نانوکامپوزیت و حفظ ساختار مزوحفره SBA-15 را پس از اصلاح تأیید کرد. شرایط بهینه جذب شامل 2 pH=، دوز جاذب 03/0 گرم و زمان تماس 90 دقیقه بود. داده‌های تعادلی از مدل لانگمویر پیروی کردند و بیشینه ظرفیت جذب 33/833 میلی‌گرم بر گرم به دست آمد. همچنین، مقادیر آنتالپی (&amp;amp;Delta;H&amp;amp;deg;) و آنتروپی (&amp;amp;Delta;S&amp;amp;deg;) به‌ترتیب 4706/29- kJ&amp;amp;middot;mol⁻&amp;amp;sup1; و J&amp;amp;middot;mol⁻&amp;amp;sup1;&amp;amp;middot;K⁻&amp;amp;sup1; 436/88- محاسبه شد و مقادیر منفی &amp;amp;Delta;G&amp;amp;deg; در تمامی دماها خودبه‌خودی بودن فرآیند جذب را تأیید کرد. بر این اساس، نانوکامپوزیت Fe2O3/SBA-15/PRh جاذبی مؤثر برای حذف رنگزاهای آنیونی از محیط‌های آبی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>افزایش رسانایی الکتریکی در کربن مشتق‌شده از سلولز باکتریایی از طریق فعال‌سازی شیمیایی K₂CO₃</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_251276.html</link>
      <description>کربن‌های متخلخل مشتق از سلولز باکتریایی (BC) به دلیل داشتن ساختار شبکه‌ای منحصربه‌فرد و زیست‌سازگاری بالا، پتانسیل قابل توجهی برای کاربرد در ابرخازن‌ها و حسگرهای الکتروشیمیایی دارند. با این حال، هدایت الکتریکی پایین در نمونه‌های فعال‌نشده، مانع اصلی در بهره‌برداری از این مواد است. در این پژوهش، اثر فعال‌سازی شیمیایی با کربنات پتاسیم (K₂CO₃) بر بهبود خواص الکتریکی کربن مشتق از BC بررسی شد. هدف از انتخاب K₂CO₃، ایجاد تخلخل کنترل‌شده و همزمان حفظ پیوستگی مسیرهای رسانای کربنی بود. نتایج نشان داد که فرآیند فعال‌سازی در شرایط بهینه (۱۰٪ وزنی)، منجر به کاهش چشمگیر مقاومت الکتریکی از Ω5/4 به Ω1/2 شده است که معادل افزایش بیش از 4/5 برابری در هدایت الکتریکی (از 0/0472 به S/cm 0/2122) می‌باشد. این بهبود ساختاری که ناشی از توسعه تخلخل و افزایش سطح ویژه (از 800  به  m2/g 1400 بر اساس نتایج BET) و همچنین حفظ ساختار نانوالیافی (مطابق با مشاهدات SEM) همراه بود. این نتایج نشان می‌دهد که کربن حاصل از BC فعال‌شده با  K₂CO₃ گزینه‌ای بسیار کارآمد برای کاربردهای پیشرفته در حوزه ذخیره‌سازی انرژی و حسگرهای الکتروشیمیایی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پارامترهای فرایندی مؤثر بر تولید نانوالیاف پلی‌لاکتیک‌اسید به روش دمش محلول با استفاده از روش سطح پاسخ</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_251286.html</link>
      <description>در دهه اخیر، نانوالیاف پلی‌لاکتیک‌اسید (PLA) به‌دلیل زیست‌تخریب‌پذیری، قابلیت تنظیم خواص و کاربردهای گسترده در فرایندهای فیلتراسیون و جذب سطحی، توجه بسیاری را به خود جلب کرده‌اند. بااین‌حال، روش الکتروریسی به‌دلیل نیاز به ولتاژ بالا و محدودیت‌های موجود در مقیاس‌پذیری صنعتی، با چالش‌هایی همراه است. در این پژوهش، تولید نانوالیاف PLA به روش دمش محلول (SBS) بهینه‌سازی شد و نتایج حاصل با روش الکتروریسی مقایسه گردید. به‌منظور بررسی اثر هم‌زمان پارامترهای فرایندی، از طراحی آزمایش Box–Behnken با سه عامل فشار هوا، نرخ تغذیه و غلظت پلیمر استفاده شد. این طراحی شامل ۲۷ ترکیب آزمایشی بود و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Statistica 7.0 انجام گرفت. در این فرایند، سامانه حلال کلروفرم/استون با نسبت حجمی ۳:۱ به‌کار گرفته شد. نتایج نشان داد که افزایش غلظت پلیمر تا  wt%  ۷ موجب افزایش سریع ویسکوزیته می‌شود. همچنین، تنش سطحی از حدود ۲۶ به  mN/m ۳۴ افزایش یافت. بررسی اثر نرخ تغذیه بر قطر نانوالیاف نشان داد که با افزایش نرخ تغذیه، قطر الیاف از حدود ۲۵۰ به nm  ۳۵۰ افزایش می‌یابد. در مقابل، افزایش فشار هوا از ۰٫۲ به  MPa ۰٫۳ ، قطر نانوالیاف را از حدود ۳۰۰ به nm  ۲۰۰ کاهش داد. غلظت‌های ۴، ۶ و wt%  ۸ نیز به‌عنوان سطوح اصلی غلظت پلیمر بررسی شدند. در نهایت، مزایا و محدودیت‌های روش SBS در مقایسه با الکتروریسی جمع‌بندی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعات جذب رنگزای آنیونی اسید آبی 25 از محیط‌های آبی با استفاده از نانوکامپوزیت پلی متیل متاکریلات/SBA-15</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_251547.html</link>
      <description>در طی سال‌های اخیر، رنگ‌ها به دلیل کارایی ویژه به‌طور گسترده در صنایع نساجی استفاده شده‌اند؛ اما تخلیه پساب‌های حاوی رنگ به منابع آبی، به دلیل ویژگی‌های سرطان‌زایی، جهش‌زایی و ماهیت سمی، می‌تواند آثار زیان‌باری بر محیط طبیعی داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی کارایی نانوکامپوزیت SBA-15/PMMA در حذف رنگزای آنیونی اسیدی آبی 25 (AB25) از محلول‌های آبی انجام شد. ابتدا نانوساختار سیلیکاتی میان‌حفره SBA-15 سنتز و سپس نانوکامپوزیت SBA-15/PMMA با روش پلیمریزاسیون رادیکالی شبکه‌ای شده درجا در حضور SBA-15 عامل‌دار شده تهیه شد. نانوکامپوزیت حاصل با استفاده از FTIR، XRD، TGA، BET، TEM و FESEM مشخصه‌یابی شد. اثر pH، دوز جاذب و زمان تماس بر فرایند جذب بررسی و بهینه‌سازی شد. شرایط بهینه شامل pH=2، دوز جاذب 025/0 گرم و زمان تماس 60 دقیقه بود. غلظت رنگ با اسپکتروفتومتر UV-Vis تعیین شد. ایزوترم‌های لانگمویر، فروندلیش و دوبینین-رادوشکویچ بررسی شدند. مدل لانگمویر بهترین برازش را نشان داد (R2=0.9969 و RL=0.0347). همچنین، با توجه به آنتالپی (580/6- کیلوژول بر مول) و انرژی آزاد گیبس، فرایند حذف AB25 گرمازا و خودبه‌خودی بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارکردهای هوش مصنوعی در طراحی پارچه و لباس با الهام از عناصر معماری سنتی بقعه سید رکن الدین یزد</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_251659.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل نقوش کاشی‌کاری بقعه سید رکن‌الدین یزد و بررسی امکان بهره‌گیری از آن‌ها در طراحی پارچه و لباس با استفاده از هوش مصنوعی انجام شده است. پس از تحلیل میدانی و بصری نقوش هندسی و گیاهی بنا، الگوها با بهره‌گیری از ابزارهای هوش مصنوعی طراحی و در قالب طرح‌های مناسب برای پوشاک سامان‌دهی شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۵۵ نفر طراح لباس یزد بود که بیشترین فراوانی مربوط به گروه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال و سطح تحصیلات کارشناسی بود. شصت درصد از شرکت‌کنندگان در رشته‌های مرتبط با طراحی تحصیل کرده بودند. نتایج پرسشنامه نشان داد که حدود هفتاد درصد از پاسخ‌دهندگان، موافقت با اکثر طرح‌ها داشته‌اند که بیانگر رضایت کلی از نظر زیبایی‌شناسی و حفظ ارتباط با نقوش سنتی است. ارزیابی مشتریان مزون نیز که شامل ده نفر مشتری وفادار بود، حاکی از تمایل حداکثری به طرح‌های سنتی، رضایت از مدل کت ها، استقبال از طرح روسری و تمایل به خرید لباس شب می باشد. در نهایت، پس از بررسی های انجام شده، نتایج این یافته‌ها نشان داد که نقوش سنتی استخراج و باز طراحی شده با هوش مصنوعی می‌توانند در آینده ای نزدیک در طراحی پوشاک بانوان به‌طور مؤثر به کار گرفته شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زخم‌پوش‌های نانولیفی بندآورنده خون و ترمیم‌کننده زخم مبتنی بر چارچوب‌های فلز-آلی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_251976.html</link>
      <description>چکیده
پیشرفت‌های اخیر در نانوفناوری و مهندسی مواد، امکان طراحی نسل جدیدی از زخم‌پوش‌های نانولیفی را فراهم کرده است که با تقلید از ساختار ماتریکس خارج‌سلولی، بستر مناسبی برای ترمیم زخم ایجاد می‌کنند. در سال‌های اخیر، توجه ویژه‌ای به ادغام پلیمرهای طبیعی و سنتزی با نانومواد متخلخل زیستی و چارچوب‌های فلز-آلی (MOFs) شده است؛ ترکیبی که می‌تواند به‌طور هم‌زمان بندآوری خون، مهار عفونت و تسریع بازسازی بافت را بهبود بخشد. با وجود نتایج امیدوارکننده آزمایشگاهی، بررسی دقیق مطالعات نشان می‌دهد که چالش‌هایی نظیر نبود استانداردهای یکنواخت ارزیابی، تفاوت در مدل‌های حیوانی و نگرانی‌های مرتبط با ایمنی و سمیت فلزی، همچنان مانع اصلی انتقال این فناوری‌ها به بالین محسوب می‌شوند. این مقاله به مرور انتقادی مطالعات اخیر می‌پردازد. علاوه بر برجسته‌سازی دستاوردها، محدودیت‌ها و شکاف‌های پژوهشی موجود در مسیر توسعه بالینی زخم‌پوش‌های ترکیبی مبتنی بر نانوالیاف و چارچوب‌های فلز-آلی (nanofiber/metal–organic framework, NF/MOF) نیز مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه کارایی حذف باکتری و فیلتراسیون غشاهای نانوالیافی پلی‌آمید ۶ اصلاح‌شده با Bronopol، WSCP و TCMTB</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_252086.html</link>
      <description>در این پژوهش، امکان اصلاح غشاهای نانوالیافی پلی‌آمید ۶ (PA6) با سه زیست‌کش آلی Bronopol، WSCP و TCMTB و اثر آن‌ها بر ویژگی‌های محلول پلیمری، مورفولوژی الیاف، نفوذپذیری آب و کارایی حذف باکتری بررسی شد. غشاها به روش الکتروریسی از محلول PA6 در مخلوط اسید فرمیک/اسید استیک تهیه شدند و هر زیست‌کش به‌صورت جداگانه در غلظت‌های مختلف به محلول افزوده شد. ویسکوزیته، هدایت الکتریکی و تنش سطحی محلول‌ها اندازه‌گیری شد و مورفولوژی الیاف و توزیع افزودنی‌ها با FE-SEM و EDX ارزیابی گردید. همچنین، کارایی حذف باکتری‌های Staphylococcus aureus و آبشویی زیست‌کش‌ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد افزودن زیست‌کش‌ها ویسکوزیته محلول را افزایش داد، و بیشینه آن در  omf 05/0 % مشاهده شد؛  در حالی که WSCP هدایت الکتریکی را به‌طور محسوس بالا برد و تنش سطحی تغییر قابل توجهی نداشت. قطر الیاف تا غلظت‌های پایین omf 5 % تقریباً پایدار ماند، اما در 10 و omf 20 % برای Bronopol و WSCP افزایش یافت. نفوذپذیری آب غشاها بالا بود و اختلاف میان نمونه‌ها مشاهده نشد. با وجود اصلاح غشاها، افزایش غلظت زیست‌کش لزوماً به افزایش حذف باکتری منجر نشد. این نتایج نشان می‌دهد که اصلاح PA6 با زیست‌کشهای آلی برای کاربردهای فیلتراسیون آب امکان‌پذیر است، اما بهینه‌سازی ساختار غشا برای بهبود حذف باکتری ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی و پیش‌بینی رفتار سُرش درز در پارچه‌های تاری پودی با بهره‌گیری از روش‌های عددی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_252223.html</link>
      <description>سُرش درز یکی از عیوب مهم در پوشاک به شمار می‌رود که ضمن کاهش زیبایی ظاهری، استحکام و دوام پوشاک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. عوامل مؤثر بر این پدیده به دو دسته ساختاری (تراکم، بافت، اصطکاک، کریمپ و سختی خمشی) و پارامترهای دوخت (نوع نخ، تراکم بخیه، کشش نخ و اندازه سوزن) تقسیم می‌شوند. با توجه به اهمیت شناسایی و کنترل عوامل مؤثر بر سُرش درز و نیز پیچیدگی برهم‌کنش هم‌زمان آن‌ها، در پژوهش حاضر یک مدل عددی ساختار–محور برای پیش‌بینی نیروی این پدیده در پارچه‌های پلی‌استر با بافت تافته توسعه داده شده است. در این پژوهش، ۱۰ نمونه پارچه پلی‌استر با بافت تافته و تراکم‌های متفاوت تهیه و با دوخت لاک‌استیج نوع ۳۰۱ و تراکم ۳ بخیه در سانتی‌متر در دو راستای موازی با جهت تار و موازی با جهت پود دوخته شد و تحت آزمون استاندارد کشش عمود بر درز قرار گرفت و نتایج ثبت گردید. در نهایت مدل عددی با ترکیب مؤلفه‌های اثرگذار در ناحیه درز، محاسبه و اعتبارسنجی آن با شاخص‌های آماری مناسب انجام شد. یافته‌ها نشان می‌دهند که افزایش تراکم نخ‌ها بیشترین تأثیر را بر نیروی سُرش درز دارا هستند. همچنین، بر طبق شاخص‌های آماری، مدل از دقت قابل‌قبولی برخوردار است. ضریب تعیین (R²) برای کل نمونه‌ها برابر با 579/0 به‌دست آمد و مشخص شد که مدل قادر است بیش از 9/57 درصد از تغییرات داده‌های تجربی را تبیین نماید. میانگین خطای مطلق و ریشه میانگین مربعات خطا نیز به ترتیب برابر با 97/13 و 69/108 نیوتن محاسبه گردید. بر پایه نتایج، مدل عددی ارائه‌شده با تکیه بر پارامترهای ساختاری و مکانیکی، می‌تواند نیروی سُرش درز را با دقت قابل‌قبولی پیش‌بینی کند. این مدل ضمن سادگی و هزینه محاسباتی پایین، می‌تواند به‌عنوان ابزاری کارآمد برای طراحان و تولیدکنندگان در بهینه‌سازی مقاومت درز و کاهش آزمون‌های پرهزینه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنتز، بهینه‌سازی و کاربرد نانوکامپوزیت GO/MWCNT در حذف همزمان رنگزاهای راکتیو با استفاده از کالیبراسیون چندمتغیره</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_252465.html</link>
      <description>در این پژوهش یک کامپوزیت کربنی مبتنی بر گرافن اکسید و نانولوله کربنی چنددیواره به روش سل ژل تهیه گردید و قابلیت آن در حذف همزمان سه رنگ آزویی راکتیو مشکی 5، راکتیو قرمز 239 و راکتیو زرد 176 مورد مطالعه قرار گرفت. اندازه‌گیری همزمان رنگ‌ها در محلول‌ به روش کالیبراسیون طیف سنجی چند متغیره و با استفاده از آنالیز حداقل مربعات جزئی(PLS) بر روی داده‌های طیفی UV-Vis انجام شد. ویژگی‌های نانوکامپوزیت کربنی با استفاده از شیوه‌های SEM و BET  مورد بررسی قرار گرفت. تأثیر پارامترهای مختلف موثر بر جذب مانند مقدار گرافن اکسید، نانولوله‌های کربنی چنددیواره در ساخت کامپوزیت، pH محلول و زمان تماس جاذب با استفاده از روش سطح پاسخ طرح مرکب مرکزی (RSM-CCD) بهینه گردید. بالاترین میزان حذف رنگ‌ها در شرایط بهینه شامل زمان تماس 90 دقیقه، مقدار جاذب 1/0 گرم تهیه شده با 8/3 درصد وزنی – وزنی گرافن اکسید و 9/2 درصد وزنی – وزنی نانولوله کربنی چنددیواره و pH برابر 5/6 به دست آمد، که به ترتیب 96، 95 و 92 برای رنگ راکتیو سیاه 5، راکتیو قرمز 239 و راکتیو زرد 176 مشاهده شد. براساس داده‌های مطالعات سرعت جذب، مکانیسم جذب سطحی برای رنگزاهای راکتیو مشکی 5 ( R2=0.9837) و راکتیو زرد 176 (R2=0.9886) از مدل سینتیک نفوذ درون‌ذره‌ای و رنگزای راکتیو قرمز 239 (R2=0.9909) از مدل سینتیک شبه مرتبه‌ی اول تبعیت می‌کند. نتایج نشان داد ظرفیت جذب نانوکامپوزیتGO/MWCNT  برای رنگ‌های راکتیو سیاه 5، راکتیو قرمز 239 و راکتیو زرد 176 به ترتیب برابر 78، 75 و mg/g 68 به دست آمده است. براساس مطالعه حذف رنگ از پساب واقعی به دست آمده از یک شرکت رنگرزی، نانوکامپوزیت پیشنهادی قادر به کاهش موثر مقادیر رنگزاهای راکتیو مورد بررسی به صورت همزمان در محیط آبی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حذف رنگ نساجی اسید آبی ۶۲ توسط سوپرجاذب SBA-15/ZIF-8/PAMAM از محیط‌های آبی: مطالعات ایزوترم جذب سطحی، سینتیک و ترمودینامیک</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_252675.html</link>
      <description>در مطالعه حاضر از پیش‌ ماده تترا اتیل ارتوسیلیکات (TEOS) و با استفاده از روش سل-ژل، مزو حفره SBA-15 سنتز شد. از این مزو حفره پس از ترکیب با پلی آمیدوآمین و ZIF-8، برای حذف رنگ اسید آبی 62 استفاده شد. از طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، تکنیک جذب و واجذب نیتروژن (BET) و پراش پرتو اشعه ایکس (XRD) برای ارزیابی مشخصات ترکیب سنتز شده استفاده شد. مقدار بهینه عوامل مؤثر بر حذف رنگ 3، ۰۲/۰ گرم، 60 دقیقه، 25 درجه سانتی گراد و ppm ۱۰۰ به دست آمد که این متغیرها به ترتیب شامل pH، مقدار جاذب، زمان تماس، دما و غلظت بودند. نوع ایزوترم جذب نیز با اعمال معادلات سنتزی جذب شبه مرتبه اول و شبه مرتبه دوم و مدل‌های لانگمویر، فروندلیچ، تمکین و دوبینین-رادوشکویچ تعیین شد. همچنین مدل شبه مرتبه دوم (۹۹۷۴/۰=R2) برای مطالعات سینتیکی و مدل لانگمویر (۹۹۲۹/۰= R2، ۴۰۰=qm میلی‌گرم بر گرم) برای ایزوترم‌های جذب، بهترین تطابق را با داده‌ها دارند. علاوه بر این، نتایج تحقیق در مورد آنتالپی و انرژی آزاد گیبس نشان می دهد که جذب سطحی فیزیکی و یک مکانیسم خودبه‌خودی و گرمازا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنتز در محل نانوکامپوزیت گرافن اکسید احیاشده/نقره بر روی پارچه پنبه‌ای با استفاده از عصاره گیاه کک کش: ارزیابی خواص ضدمیکروبی و رسانایی الکتریکی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_252721.html</link>
      <description>در این پژوهش، روشی گیاهی برای سنتز درمحل نانوکامپوزیت گرافن اکسید احیاشده/نقره (rGO/Ag) بر روی پارچه پنبه‌ای با استفاده از عصاره گیاه کک کش به‌عنوان عامل احیا کننده گیاهی توسعه داده شد. ویژگی‌های مورفولوژیکی، ساختاری و شیمیایی پارچه‌های اصلاح‌شده با استفاده از آزمون‌های TEM، FE-SEM، EDS، XRD و XPS بررسی شدند. همچنین، خواص الکتریکی و ضد‌میکروبی نمونه‌ها ارزیابی شد. احیای گرافن اکسید با نتایج XPS تأیید شد؛ به‌طوری‌که نسبت اتمی C/O از 5.3:1 به 31:1 افزایش یافت. در مقایسه با اسید آسکوربیک، استفاده از عصاره گیاهی کک کش موجب ایجاد پوششی یکنواخت‌تر از نانوکامپوزیت و کاهش تجمع نانوذرات شد. در میان غلظت‌های بررسی‌شده گرافن اکسید، غلظت 5/0 درصد وزنی بالاترین عملکرد الکتریکی و ضدمیکروبی را نشان داد. بهترین نمونه، مقاومت الکتریکی سطحی برابر با Ω/square 103 × 6/1 نشان داد. علاوه بر این، پارچه‌های تکمیل شده با نانو کامپوزیت گرافن اکسید احیاشده/نقره موجب کاهش 100 درصدی باکتری های Escherichia coli و Staphylococcus aureus و قارچ Candida albicans شدند. این یافته‌ها پتانسیل عصاره گیاه کک کش را به‌عنوان یک عامل احیاکننده سازگار با محیط‌زیست برای تکمیل پارچه‌های پنبه‌ای پوشش‌داده‌شده با نانوکامپوزیت گرافن اکسید احیاشده/نقره با خواص الکتریکی و ضد‌میکروبی بهبود‌یافته نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بافندگان بی‌نام: تحلیل گسست ساختاری میان سرمایه فرهنگی و اقتصادی زنان در صنعت فرش ایران</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_252732.html</link>
      <description>این پژوهش با تمرکز بر فرش‌بافی دست‌بافت ایرانی به‌عنوان متنی فرهنگی-اقتصادی، تحول جایگاه زنان را از سنت تا مدرنیته به‌صورت میان‌رشته‌ای واکاوی می‌کند؛ حوزه‌ای که با وجود نقش تعیین‌کننده زنان در تولید، طراحی، انتقال دانش و بازتولید هویت قومی، کمتر در قالب چارچوبی جامع مطالعه شده است. هدف اصلی، تبیین گذار زنان از «حافظان منفعل میراث» به «عاملان فعالِ نوآوری و کارآفرینی مستقل» است. طرح پژوهش ترکیبی و سه‌مرحله‌ای است: (1) مرور نظام‌مند منابع فارسی معتبر بر اساس پروتکل PRISMA (۱۳۸۰ –۱۴۰۴ ( و گزینش ۵۵ منبع؛ (2) تحلیل نشانه‌شناختی-شمایل‌شناختی ۱۲ تخته فرش تاریخی از قاجار تا معاصر با مدل سه‌گانه پیرس و شمایل‌شناسی پانوفسکی؛ (3) تحلیل کیفی مضمونی مصاحبه‌های عمیق با ۱۵ زن بافنده، طراح و کارآفرین از مناطق مختلف کشور با حداکثر تنوع سن، سابقه و تحصیلات. روایی با رویکرد کرسول و پایایی با ضریب توافق بین‌کدگذار (میانگین ۰٫۸۵) تأیید شد. یافته‌ها از تحول سه‌بعدی حکایت دارد: در بعد فرهنگی، زنان از بازتولیدکنندگان نمادهای باروری در دوره قاجار به نوآوران و بازآفرینان فمینیستی نشانه‌ها در دوران معاصر بدل شده‌اند. در بعد اجتماعی، حرکت از حاشیه‌نشینی خانگی به رهبری فردی-جمعی، شبکه‌سازی و استقلال مشاهده می‌شود. در بعد اقتصادی، گذار از درآمد پنهانِ مکمل به استقلال مالی، تشکیل تعاونی‌های موفق، حذف واسطه‌ها و کارآفرینی مستقل رخ داده است. نتیجه کلی نشان می‌دهد فرش دست‌بافت نه فقط رسانه حفظ میراث، بلکه یکی از غنی‌ترین متون بصری تاریخ جنسیتی و ابزاری برای انتقال قدرت از ساختارهای پدرسالارانه به عاملیت فعال زنان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر نانوذرات روی اکسید به عنوان دندانه بر روی بهبود رنگرزی و ثبات نخ پشمی رنگزری شده با قرمزدانه</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253092.html</link>
      <description>در این پژوهش، نانوذرات اکسید روی (ZnO) به‌منظور اصلاح نخ‌های پشمی پیش از رنگرزی با قرمزدانه، به‌عنوان یک رنگزای طبیعی حساس به pH و غنی از اسید کارمینیک، مورد استفاده قرار گرفتند. نانوذرات ZnO با استفاده از فرایند اصلاح به کمک امواج فراصوت بر سطح الیاف پشم تثبیت شدند و سپس اثر اصلاح سطحی بر جذب رنگزا، ویژگی‌های رنگی و ثبات نخ‌های رنگرزی‌شده مورد بررسی قرار گرفت. شرایط استخراج رنگزای قرمزدانه، شامل میزان حشره، نسبت حلال به ماده اولیه و pH، بررسی شد تا شرایط مناسب برای دستیابی به فام قرمز لاکی و عمیق حاصل شود. نتایج نشان داد که pH حمام رنگرزی نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان جذب رنگزا و ایجاد فام رنگی دارد؛ به‌گونه‌ای که شرایط قلیایی ملایم (pH 8&amp;amp;ndash;10) موجب افزایش جذب رنگزا و ایجاد فام‌های عمیق‌تر در نخ‌های پشمی شد. مقایسه نخ‌های اصلاح‌شده با 0.5 درصد نانوذرات ZnO و نمونه‌های اصلاح‌نشده نشان داد که اصلاح با کمک نانوذرات موجب افزایش قدرت رنگی و بهبود مقاومت در برابر شستشو شده و ویژگی‌های نوری نخ‌های رنگرزی‌شده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. این نتایج نشان‌دهنده برهم‌کنش مؤثرتر میان سطح اصلاح‌شده پشم و رنگزای قرمزدانه پس از اصلاح با نانوذرات ZnO است. بهبود عملکرد رنگرزی را می‌توان به اصلاح سطح الیاف پشم توسط نانوذرات ZnO نسبت داد که احتمالاً با ایجاد جایگاه‌های فعال بیشتر و تسهیل برهم‌کنش میان رنگزای مبتنی بر اسید کارمینیک و ماتریس کراتینی پشم، جذب رنگزا را افزایش می‌دهد. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد که اصلاح نخ پشمی با نانوذرات ZnO به کمک امواج فراصوت، روشی امیدبخش برای بهبود عملکرد رنگرزی و خواص ثباتی نخ‌های پشمی رنگرزی‌شده با قرمزدانه است. این رویکرد همچنین ظرفیت نانوذرات ZnO را به‌عنوان یک دندانه نانومقیاس یا عامل کمکی دندانه‌ای در رنگرزی پایدار الیاف پروتئینی با رنگزاهای طبیعی نشان می‌دهد و می‌تواند زمینه‌ای برای توسعه فرایندهای سازگارتر با محیط‌زیست در رنگرزی منسوجات پشمی فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی ریسک‌های مؤثر بر فرایندهای کسب‌وکار در صنعت ریسندگی با استفاده از رویکرد تلفیقی FMEA و AHP</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253150.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌های مؤثر بر مدیریت فرایندهای کسب‌وکار در صنعت ریسندگی انجام شده است. با توجه به نقش حیاتی فرایندهای تولید، کنترل کیفیت، نگهداری و تعمیرات، تأمین مواد اولیه و ایمنی در عملکرد واحدهای ریسندگی، شناسایی و مدیریت نظام‌مند ریسک‌های اثرگذار بر این فرایندها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران، کارشناسان و خبرگان فعال در کارخانه‌های ریسندگی استان مازندران تشکیل دادند که به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. در مرحله نخست، ریسک‌های مرتبط با فرایندهای کسب‌وکار از طریق بررسی ادبیات موضوع، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش تحلیل حالات شکست و آثار آن (FMEA) ریسک‌ها ارزیابی و غربال شدند و در ادامه به‌منظور تعیین اهمیت نسبی و اولویت نهایی ریسک‌ها از فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) استفاده شد. نتایج نشان داد ریسک‌های مرتبط با کالیبراسیون قطعات و ابزار دقیق، عدم کیفیت مطلوب مواد اولیه و اتوماسیون در استراتژی تولید و فروش ، بالاترین اولویت را در میان ریسک‌های شناسایی‌شده به خود اختصاص داده‌اند. یافته‌ها بیانگر آن است که بخش عمده ریسک‌های این صنعت نه ناشی از رویدادهای مقطعی، بلکه حاصل ضعف در کنترل و پایش فرایندها، ناکارآمدی سیستم‌های مدیریتی و محدودیت در بهره‌گیری از فناوری‌های نوین متمرکز بوده و مدیریت اثربخش این ریسک‌ها می‌تواند نقش مهمی در افزایش بهره‌وری، بهبود کیفیت محصول، کاهش توقفات تولید و ارتقای عملکرد فرایندهای کسب‌وکار ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رنگرزی زیست‌پایه پارچه پشمی با عصاره پوست پیاز قرمز: اثر دندانه‌های فلزی، گیاهی و روش دندانه‌دهی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253319.html</link>
      <description>با توجه به اهمیت توسعه فرآیندهای رنگرزی سازگار با محیط زیست و استفاده از منابع طبیعی تجدیدپذیر، در این پژوهش رنگرزی پارچه پشمی با عصاره پوست پیاز قرمز به‌عنوان منبعی زیست‌پایه و در دسترس از پسماندهای کشاورزی بررسی شد. هدف از این پژوهش، توسعه یک رویکرد پایدار در رنگرزی پشم از طریق بررسی اثر نوع دندانه و روش دندانه‌دهی بر ویژگی‌های رنگی و ثباتی نمونه‌ها و ارزیابی ظرفیت دندانه‌های گیاهی به‌عنوان گزینه‌های زیست‌پایه در فرآیند رنگرزی بود. بدین منظور، ابتدا شرایط رنگرزی به‌صورت مرحله‌ای و بر اساس مقدار قدرت رنگ بهینه‌سازی شد. نتایج نشان داد که غلظت رنگزا 80 درصد نسبت به وزن کالا، pH برابر 3، دمای 80 درجه سانتی‌گراد و زمان 60 دقیقه، شرایط مناسب رنگرزی هستند و در این شرایط مقدار قدرت رنگ نمونه بدون دندانه به 11.54 رسید. سپس اثر دندانه‌های فلزی و گیاهی در سه روش پیش‌دندانه، دندانه‌دهی همزمان و پس‌دندانه بر ویژگی‌های رنگی و ثباتی نمونه‌ها ارزیابی شد. در روش پیش‌دندانه، دندانه قلع بیشترین قدرت رنگ را در طول موج بیشینه جذب ایجاد کرد و مقدار آن به 21.95 رسید. در روش پس‌دندانه، دندانه‌های کروم و آهن بیشترین میانگین قدرت رنگ، به‌ترتیب 11.58 و 11.32 و تیره‌ترین فام‌ها را ایجاد کردند. دندانه‌های گیاهی اثر محدودتری بر افزایش عمق رنگ داشتند، اما برخی از آن‌ها، از جمله هسته خرما، مازو، پوست گردو و گزنه، در بهبود انتخابی ثبات‌های شستشویی، نوری یا حرارتی مؤثر بودند. نتایج کلی نشان می‌دهند که انتخاب دندانه و روش دندانه‌دهی باید بر اساس هدف نهایی رنگرزی، شامل قدرت رنگ، فام مطلوب و نوع ثبات مورد انتظار انجام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی جایگاه برند پوشاک ایرانی در میان رقبای صادرکننده به عراق با استفاده از فن نقشه ادراکی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253430.html</link>
      <description>توسعه اقتصادی کشور در گرو افزایش صادرات غیرنفتی است. در این میان، کشور ما توانسته است به توفیقات خوبی در صنایع مختلف برسند؛ اما همچنان نیازمند به برنامه‌ریزی برای اقدامات رو به جلوست. یکی از صنایع مهم کشور که می‌تواند سهم بیشتری در اقتصاد بدون نفت داشته باشد، صنعت پوشاک است. از جمله بازارهای مهم صادراتی پوشاک و محصولات نساجی ایران، کشور عراق است که البته از سال‌های دور مورد توجه کشورهای رقیب بوده است. در این پژوهش تلاش شد تا با استفاده از فن نقشه ادراکی جایگاه ایران در میان رقبای اصلی صادرکننده به عراق یعنی ایتالیا، ترکیه، امارات، چین و هند مورد مطالعه قرار گیرد. جامعه آماری این پژوهش مصرف‌کنندگان عراقی هستند که از طریق نمونه‌گیری دردسترس 388 نفر است. شاخص‌های مورد استفاده برای ترسیم نقشه شامل ویژگی‌های مهم برای مصرف‌کنندگان عراقی در انتخاب پوشاک است که شامل قیمت، کیفیت، تنوع، تناسب با فرهنگ عراقی و اعتماد به کشور تولیدکننده بوده و در نهایت 10 نقشه ادراکی دو بعدی ترسیم شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در مجموع این پنج شاخص ایتالیا و ترکیه به ترتیب در جایگاه‌های اول در ذهن مشتریان عراقی قرار داشته و ایران با اختلاف کمی نسبت به چین در جایگاه سوم قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر ترکیب فازی، سازگار کننده و گرافن اکساید بر ویژگی های حرارتی و سطحی نانوکامپوزیت های PLA/PP</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253454.html</link>
      <description>با توجه به ضرورت توسعه مواد پلیمری زیست‌تخریب‌پذیر با قابلیت تنظیم خواص و فرآیندپذیری مناسب، استفاده از آمیزه‌های پلیمری و نانوپرکننده‌ها می‌تواند رویکردی مؤثر برای دستیابی هم‌زمان به ویژگی‌های مطلوب ساختاری و سطحی باشد. در این پژوهش، اثر ترکیب پلی‌لاکتیک‌اسید (PLA)، پلی‌پروپیلن (PP)، پلی‌پروپیلن پیوندخورده با مالئیک انیدرید (PP-g-MA) و گرافن اکساید (GO) بر رفتار حرارتی و ویژگی‌های سطحی نانوکامپوزیت‌های حاصل بررسی شد. نمونه‌ها با ترکیب‌های مختلف تهیه و رفتار حرارتی آن‌ها با استفاده از گرماسنجی روبشی تفاضلی (DSC) مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین، ویژگی‌های مورفولوژیکی و سطحی نمونه‌های منتخب به‌ترتیب با میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) و اندازه‌گیری زاویه تماس آب بررسی شد. نتایج DSC نشان داد که تغییر ترکیب اجزا تأثیر قابل‌توجهی بر آنتالپی ذوب و درجه بلورینگی فازهای PLA و PP دارد، در حالی که دمای ذوب در محدوده نسبتاً محدودی تغییر کرد. درجه بلورینگی فاز PLA در نمونه‌های مورد بررسی در محدوده 26.84 تا 42.69 درصد قرار داشت و افزایش GO روند یکنواختی در تغییر Xc ایجاد نکرد که بیانگر رقابت میان اثر هسته‌زایی ناهمگن و محدودیت حرکت زنجیره‌های پلیمری است. تصاویر AFM تغییرات مورفولوژی سطح را در اثر تغییر ترکیب و حضور سازگارکننده نشان دادند. همچنین، زاویه تماس آب در نمونه‌های بررسی‌شده در محدوده 77.61 تا 83.11 درجه قرار داشت و تغییرات ترشوندگی سطح را در اثر تغییر ترکیب نانوکامپوزیت نشان داد. در مجموع، نتایج نشان داد که تنظیم همزمان نسبت اجزای آمیزه و مقدار GO نقش مهمی در کنترل رفتار حرارتی، مورفولوژی و ویژگی‌های سطحی نانوکامپوزیت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سامانه کمک طراحی لباس با استفاده از الگوریتم تکاملی و هوش مصنوعی تولیدی استیبل دیفیوژن1.5و مارکوفشن</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253526.html</link>
      <description>در سالهای اخیر، با توسعه روزافزون فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی و کاربرد آن در ارتقا و تسریع روند تولیدات هنری و نیز کاهش بهره وری روشهای سنتی، کاربرد هوش مصنوعی در طراحی لباس جایگاه ویژه‌ای یافته است. در این پژوهش، سامانه طراحی لباس با استفاده از الگوریتم ژنتیک محاوره‌ا‌ی و مدل زبانی مارکوفشن و هوش مصنوعی تولیدی دیفیوژن 1.5 ارائه شده است. در سامانه های مرسوم کمک طراحی لباس  جهت تولید طرح لباس، یکی از محدودیت‌ها و چالشهای اصلی نیاز به تهیه بانک اطلاعاتی از تصاویر اجزای لباس  به نحوی که تصاویر قابل ادغام در یکدیگر بوده و نهایتاً منجر به تشکیل تصویر کاملی از لباس شوند می‌باشد استفاده از هوش مصنوعی تولیدی امکان تولید انواع پوشاک را بدون نیاز به تشکیل بانک اطلاعات فراهم می آورد. در این پژوهش سامانه طراحی مبتنی بر هوش مصنوعی پیاده سازی و نتایج آن با سامانه طراحی لباس بر پایه بانک اطلاعاتی مقایسه شده است. نتایج کابران حاکی از کارایی بیشتر روش ارائه شده نسبت به سامانه کمک طراحی سابق بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی نیروی نفوذ سوزن و طول خمشی بر اساس پارامترهای فرآیند پلاسما در پارچه‌های پنبه‌ای و فاستونی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253676.html</link>
      <description>علاوه بر خواص ذاتی فیزیکی و مکانیکی پارچه، اصلاحات سطحی و همچنین پارامترهای فرآیند دوخت، تأثیر قابل توجهی بر کیفیت محصول نهایی دارند. در این میان، نیروی نفوذ سوزن و طول خمشی پارچه می‌توانند به عنوان دو معیار کلیدی در ارزیابی این تأثیرات در نظر گرفته شوند. این پژوهش به بررسی و مدل‌سازی این دو پارامتر در پارچه‌های پنبه‌ای و فاستونی اصلاح‌شده با پلاسما می‌پردازد. به این منظور، نمونه‌هایی از پارچه‌های تاری-پودی پنبه‌ای و فاستونی تحت فرآیند اصلاح سطح با پلاسما قرار گرفته و سپس مقادیر نیروی نفوذ سوزن و طول خمشی آن‌ها به‌صورت تجربی اندازه‌گیری شدند. جهت بررسی مؤثرترین متغیرهای پلاسما، از طرح عاملی D-optimal استفاده گردید. پارامترهای مورد بررسی در فرآیند پلاسما شامل زمان (min 10 و 6 و 3)، توان (watt 150 و 100 و 50) و نرخ جریان پلاسما (cm3/min 150 و 100 و 50) بودند. نتایج تحلیل آماری داده‌های حاصل از آزمایش‌ها نشان داد که تمامی متغیرهای پلاسما تأثیر معناداری بر هر دو پارامتر نیروی نفوذ سوزن و طول خمشی پارچه‌ها دارند. متعاقباً، مدل‌های رگرسیونی درجه سه برای پیش‌بینی مقادیر نیروی نفوذ سوزن و طول خمشی توسعه داده شد. ضریب تعیین (R&amp;amp;sup2;) برای دقیق‌ترین مدل‌های پیش‌بینی نیروی نفوذ سوزن در پارچه‌های پنبه‌ای و فاستونی به ترتیب 86/0 و 93/0 به دست آمد. در خصوص طول خمشی، R&amp;amp;sup2; بهترین مدل‌ها برای پارچه‌های مذکور به ترتیب 79/0 و 42/0 محاسبه گردید. این یافته‌ها نشان می‌دهند که مدل‌های رگرسیونی توسعه‌یافته می‌توانند تا حد قابل توجهی نیروی نفوذ سوزن را بر اساس پارامترهای فرآیند پلاسما پیش‌بینی کنند. با این حال، عملکرد مدل در پیش‌بینی طول خمشی، به‌ویژه در پارچه‌های فاستونی، محدودتر بوده و احتمالاً تحت تأثیر عوامل دیگری نیز قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رنگرزی پارچه پنبه با آنتوسیانین های استخراج شده از کلم قرمز: بهینه‌سازی فرآیند استخراج و مقایسه عملکرد دندانه‌های فلزی و طبیعی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253677.html</link>
      <description>در این مطالعه، آنتوسیانین‌های استخراج‌شده از کلم قرمز به عنوان رنگزای طبیعی برای رنگرزی پارچه‌های پنبه‌ای مورد استفاده قرار گرفت. به‌منظور بهینه‌سازی فرآیند استخراج، آزمایش‌ها بر اساس طراحی فاکتوریل انجام گرفت و تأثیر سه متغیر مستقل شامل نوع حلال (آب مقطر، اتانول، متانول، اسید سیتریک و هیدروکسید سدیم)، دمای استخراج (۴۰، ۶۰ و ۹۰ درجه سانتی‌گراد) و زمان استخراج (۱، ۲ و ۴ ساعت) بررسی شد. پس از تحلیل نتایج قدرت رنگی در پارچه‌های پنبه‌ای رنگرزی شده با این عصاره‌ها، شرایط بهینه استخراج تعیین شد. آنگاه از عصاره استخراج شده در شرایط بهینه برای رنگرزی در حضور دندانه‌های فلزی (قلع و آلومینیوم) و طبیعی (پوست انار و سماق) استفاده شد. نتایج نشان دادند که هر سه پارامتر نوع حلال، زمان استخراج و دمای استخراج به طور معناداری بر قدرت رنگی، فام و اشباع رنگ تأثیرگذار هستند. بهترین نتیجه قدرت رنگی (96/1) با استفاده از حلال اتانول در دمای ۶۰ درجه سانتیگراد و زمان ۲ ساعت حاصل شد. هم‌چنین در بین دندانه‌های به‌کار برده شده، دندانه قلع بیشترین قدرت رنگ (96/1) و اشباع رنگ (03/21) را فراهم کرد، در حالی‌که دندانه‌های طبیعی پوست انار و سماق، با ایجاد فام‌های گرم و متنوع، ثبات نوری بالاتری (تا درجه ۶) از خود نشان دادند. ثبات نوری، نمونه‌های دندانه داده شده با قلع و آلومینیوم در محدوده 4 تا 5-4 بوده است. نتایج ثبات شستشویی نیز نشان داد که تمامی نمونه‌های دندانه داده شده در برابر شستشو از ثبات خوبی (4 تا 5-4) برخوردار بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش توزیع الیاف در راستای ضخامت بر پاسخ مکانیکی و گسترش آسیب کامپوزیت‌های هیبریدی شیشه/پلی‌استر تحت ضربه شبه‌استاتیک</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_253871.html</link>
      <description>کامپوزیت‌های پلیمری تقویت‌شده با الیاف، به‌دلیل برخورداری از استحکام و سفتی ویژه بالا، در بسیاری از سازه‌های سبک‌وزن مهندسی مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ بااین‌حال، عملکرد آنها در برابر بارگذاری متمرکز خارج از صفحه به نحوه توزیع و چیدمان الیاف در راستای ضخامت وابسته است. در این پژوهش، رفتار ضربه شبه‌استاتیک کامپوزیت‌های هیبریدی شیشه/پلی‌استر با تمرکز بر اثر نحوه توزیع الیاف در ضخامت بررسی شد. برای این منظور، نمونه‌های شیشه خالص، هیبرید بین‌لایه‌ای، هیبرید درون‌لایه‌ای و سه ساختار مدرج تابعی (FGM) با الگوهای متفاوت تغییر کسر حجمی الیاف شیشه و پلی‌استر تهیه و تحت آزمون قرار گرفتند. منحنی‌های نیرو-جابجایی حاصل برای ارزیابی پارامترهای مکانیکی، مورد تحلیل قرار گرفتند و آسیب سطوح نمونه‌ها نیز پس از آزمون بررسی شد. نتایج نشان داد که تغییر آرایش الیاف، علاوه بر تغییر سختی و ظرفیت تحمل نیرو، مسیر کلی بارگذاری و نحوه افت ظرفیت سازه‌ای پس از آغاز آسیب را به‌طور محسوسی تحت تأثیر قرار می‌دهد. در میان ساختارهای بررسی‌شده، نمونه‌های FGM1 و FGM2 با حفظ نیروی بیشینه در سطح یا بالاتر از نمونه شیشه خالص، به‌ترتیب 109 و 116 ژول انرژی جذب کردند؛ درحالی‌که انرژی جذب‌شده نمونه شیشه خالص 63 ژول بود. FGM2 با دستیابی همزمان به سختی اولیه 852 نیوتن بر میلیمتر، نیروی بیشینه 8538 نیوتن، جابجایی 11٫63 میلیمتر و بالاترین انرژی جذب‌شده، متوازن‌ترین پاسخ را ارائه کرد. این نتایج نشان می‌دهد که کنترل تدریجی توزیع الیاف در ضخامت می‌تواند بدون کاهش محسوس ظرفیت بارگذاری، قابلیت تغییرشکل و جذب انرژی کامپوزیت را افزایش داده و از افت سریع ظرفیت بارگذاری پس از توسعه آسیب جلوگیری کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی خواص خمشی و آنتی باکتریال نانو بیوکامپوزیت پارچه بدون بافت با عصاره گیاه مرزه خوزستانی</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_254271.html</link>
      <description>پارچه‌های بدون‌بافت به‌دلیل کاربرد گسترده در منسوجات پزشکی و بهداشتی، نیازمند بهبود هم‌زمان خواص مکانیکی و ضدمیکروبی هستند. این پژوهش با هدف ساخت نانوبیوکامپوزیت پارچه بدون‌بافت حاوی نانوذرات اکسید روی سنتزشده به روش سبز با استفاده از عصاره مرزه خوزستانی  و ارزیابی خواص خمشی و آنتی‌باکتریال آن انجام شد. نانوذرات اکسید روی با بهره‌گیری از عصاره هیدروالکلی مرزه خوزستانی سنتز و همراه با نانوپودر عصاره به روش غوطه‌وری و با استفاده از پلی‌وینیل‌الکل روی پارچه تثبیت شدند. ویژگی‌های ساختاری با آزمون‌های SEM، XRD، FTIR و UV-Vis، فعالیت ضدمیکروبی با روش انتشار در آگار، MIC و MBC و خواص خمشی بر اساس استاندارد ASTM D1388 بررسی شد. نتایج، تشکیل موفق نانوذرات با ساختار بلوری مناسب را تأیید کرد. نانوذرات عصاره اثر ضدمیکروبی نشان دادند و نانوذرات اکسید روی نیز به‌ویژه بر باکتری‌های گرم‌مثبت مؤثر بودند. همچنین افزودن نانوذرات، سختی خمشی پارچه را افزایش داد و بهترین عملکرد در غلظت‌های 3 تا 5 درصد حاصل شد. نانوبیوکامپوزیت حاصل، با بهره‌گیری از سنتز سبز، ضمن بهبود خواص خمشی، فعالیت ضدمیکروبی مطلوبی نشان داد و به‌دلیل زیست‌سازگاری و سازگاری با محیط‌زیست، گزینه‌ای مناسب برای تولید منسوجات پزشکی و محصولات بهداشتی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سینتیک و ترمودینامیک جذب رنگزای اسیدی آبی 25 توسط نانوکامپوزیت مغناطیسی SBA-15/PLL</title>
      <link>https://www.jtst.ir/article_254313.html</link>
      <description>در این پژوهش، نانوکامپوزیت مغناطیسی SBA-15/ پلی-ال-لیزین به‌عنوان جاذبی جدید برای حذف رنگزای اسیدی آبی 25 (AB25) از محلول‌های آبی سنتز و مشخصه‌یابی شد. ساختار و ویژگی‌های نانوکامپوزیت با استفاده از آنالیزهای XRD، BET، FTIR، VSM، FESEM، TEM و TGA مورد بررسی قرار گرفت و نتایج، تشکیل موفقیت‌آمیز نانوکامپوزیت و ویژگی‌های ساختاری، بافتی، مورفولوژیکی، مغناطیسی و حرارتی مطلوب آن را تأیید کرد. اثر پارامترهای مؤثر بر فرایند جذب بررسی شد و شرایط بهینه شامل pH برابر 2، زمان تماس 60 دقیقه، دمای 25 درجه سانتی‌گراد و مقدار جاذب 02/0 گرم تعیین گردید. در این شرایط، ظرفیت جذب تجربی AB25 برابر با mg/g 36/261 به‌دست آمد. بررسی سینتیک نشان داد که مدل شبه‌مرتبه دوم برازش بهتری با داده‌های تجربی دارد. همچنین، مقادیر آنتالپی برابر kJ/mol 07845/0- و آنتروپی J/(mol.K) برابر 59/19- به‌ترتیب بیانگر گرمازایی فرایند جذب و کاهش بی‌نظمی در فصل مشترک جاذب–محلول هستند. نتایج کلی نشان داد که Mag-SBA-15/PLL پتانسیل مناسبی برای حذف AB25 از محیط‌های آبی دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
